رمان «هیاهوی زمان» نمی‌خواهد فقط یک ماجرای تاریخی درباره‌ی شوروی یا دمیتری شوستاکوویچ (آهنگساز روس) تعریف کند؛ بلکه می‌خواهد تجربه‌ی زیستن زیر سلطه‌ی قدرت را به خواننده منتقل کند. قدرتی که چهره‌ی روشنی ندارد؛ قدرتی که انسان را به چیزی متهم می‌کند که خودش هم از آن بی‌خبر است و این یکی از دردناک‌ترین تجربه‌های انسانی است که نویسنده تصویر می‌کند.

رمان نشان می‌دهد که استبداد فقط آزادی را سلب نمی‌کند، بلکه به درون فرد نفوذ می‌کند. تجربه‌ای که کتاب به مخاطب منتقل می‌کند نه صرفا ترس از مرگ بلکه زیستن در انتظار دائمی محاکمه است.

«هیاهوی زمان» داستان آهنگسازی است که در فضای سرکوب حکومت استالین، میان حفظ جان، حفظ هنر و حفظ وجدان خویش گرفتار شده است.

اگر به رمان‌های فلسفی (از جنس آثار کافکا و کامو) یا به تاریخ شوروی دوران استالین علاقه‌مندید، خواندن این رمان را به شما پیشنهاد می‌کنم. اما اگر به‌ دنبال رمان‌های پرحادثه، پرافت‌وخیز و نبرد میان خیر و شر هستید منصفانه بگویم در این داستان از این خبرها نیست.

مصطفی بیان / جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵