پرواز ششمین جایزه داستان سیمرغ در زادبوم خاتون دشت های بینالود

پرواز ششمین جایزه داستان سیمرغ در زادبوم خاتون دشت های بینالود

گزارش آیین اختتامیه ششمین جایزه داستان سیمرغ

آفتاب صبح نیشابور / چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۲ / شماره ۱۰۹

ده ماه پیش پری از پرهای سرخ سیمرغِ اسطوره ای را سوزاندیم و از او یاری خواستیم. سیمرغ در «ششمین جایزه داستان سیمرغ» بر فراز رشته کوه های بینالود پرواز آغاز کرد و سفر ماورایی ده ماهۀ خود را در شامگاه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ به پایان رساند......

متن کامل گزارش را می توانید در سایت زیر بخوانید:

https://bayanstory.com/?p=1996

نشست بررسی کتاب «یکاترینا» تنها وزیر زن در اتحاد جماهیر شوروی

نشست نقد و بررسی کتاب «یکاترینا» اثر ناتالیا کارنیوا با ترجمه فرزانه شفیعی سه شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۲ توسط انجمن کتاب سیمرغ نیشابور برگزار شد.

این کتاب که توسط انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است درباره کاترینا فورتسوا، تنها وزیر زن در دوره جماهیر شوروی است و فقط به شرح زندگی یک نخبه در طول هفتاد سال حکومت ایدئولوژیک کمونیستی ختم نمی‌شود؛ این کتاب داستان زنی است که از نوجوانی گام‌هایی راسخ در مسیر پیشرفت برداشته و خط مشی حزبی را اصل غیرقابل انکار در تمام ابعاد زندگی می‌پنداشت.

فورتسوا برای رسیدن به قله‌های جاه طلبی سیاسی زندگی‌های بیشماری را ویران کرد، اگرچه نقش وی در تحول فرهنگ و هنر شوروی قابل چشم پوشی نیست. کاترینا در سال‌های پایانی زندگی نسبت به تمامی باورهای حزبی خود تردید می‌کند و زمانی که مخالفان اش او را به راحتی از صحنه بازی بیرون می‌رانند، چاره‌ای جز خودکشی برای او باقی نمی‌ماند.

این نشست با حضور ویدا جوریان، روان درمانگر و مصطفی بیان، داستان نویس برگزار شد.

..

ماهنامۀ سایه سپید: آیین پایانی ششمین جایزه داستان سیمرغ برگزار شد.

ماهنامه سایه سپید: شمارۀ ۴۲ / خرداد ۱۴۰۲

The 6th Simurgh short story award / Neyshabour / Iran

تعداد کم آثار دفاع مقدس نویسندگان نیشابوری / زندگی خلبان شهید جعفری کتاب می‌شود

گفت و گوی خبرگزاری ایبنا با مصطفی بیان، دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور، به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر، روز ملی مقاومت و ایثار.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور گفت: نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار کم است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نیشابور در حوزه ادبیات پایداری از نظر نیروی انسانی دارای وضعیت بسیار مطلوبی است. رمان «گیلو» و داستان‌های کوتاه «کوبا نیشکر صادر می‌کند»، «کیف»، «فصل سوم» و.. تنها برخی از آثار چاپ شده در نیشابور در دهه اخیر با محوریت ادبیات پایداری توسط نویسندگان مختلف است. با مصطفی بیان دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور به بهانه سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی در این فضا به گفتگو نشستیم.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به ۹ سال سابقه و فعالیت این انجمن گفت: انجمن داستان سیمرغ، در این مدت، علاوه‌بر برگزاری جلسات منظم هفتگی، کارگاه‌های داستان، دعوت از نویسندگان سراسر کشور، چاپ سه مجموعه داستان و برگزاری شش دوره جایزه داستان سیمرغ را درکارنامۀ ادبی خود دارد.

مصطفی بیان ادامه داد: امروز به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور»، شهرستان نیشابور که در گذشته با شعر و شاعری زبان‌زد بود؛ با «ادبیات داستانی» نیز در جامعه ادبی کشور مطرح شده است. اکثر مجموعه داستان‌ها و رمان‌های نویسندگانِ نیشابوری توسط ناشران معتبر کشور منتشر و همچنین در برخی جوایز معتبر ادبی، نامزد و یا برگزیده می‌شوند. مانند رمان‌های «کفتار» و «بغض سرخ» اثر مرتضی فخری که به ترتیب در جوایز ادبی مهرگان و واو حائز رتبه شدند.

این نویسنده تصریح کرد: همچنین مجموعه داستان «آنجا سیگار مفتی می‌دهند» نوشتۀ فریده ترقی که نامزده جایزۀ ادبی کیومرث و جایزه ادبی مازندران شد و همچنین رمان «فراموشی» اثر جواد پویان که شایسته تقدیر جایزه ادبی مهرگان شناخته شده است.

نویسندگان مرد نیشابور وارد ادبیات پایداری شدند

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به فعالیت یک دهۀ گذشته اظهار کرد: در این مدت آثار منتشر شدۀ ادبیات داستانی نیشابور در حوزۀ اجتماعی و سیاسی حضور پُررنگی داشته است. البته نویسندگانِ زن در نیشابور هنوز وارد داستانِ سیاسی و تاریخی نشده‌اند و بیشتر در حوزۀ اجتماعی و مذهبی می نویسند، اما نویسندگانِ مرد نیشابور در سال‌های اخیر به صورت جدی وارد حوزه ادبیات سیاسی، تاریخی و ادبیات پایداری شده‌اند و در این عرصه موفق بوده‌اند.

بیان اضافه کرد: به طور کل، نگارش داستان کوتاه و رمانِ تاریخی و سیاسی به ویژه در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس در نیشابور بسیار بسیار کم و در حد انگشتانِ یک دست است و می‌توان گفت در میانگین کلِ آثار منتشر شده در نشریات و یا به شکل کتاب، عدد صفر است.

وی ادامه داد: در طولِ دو سال گذشته تمام تلاش‌ام را کردم و کارگاه‌های داستان‌نویسی با حضور مجید قیصری، شیوا مقانلو، محمد حسن شهسواری و همچنین در ۱۵ اردیبهشت امسال، کارگاه داستان با حضور کاوه فولادی نسب، مهیار رشیدیان و انسیه ملکان با موضوع های ادبیات اقلیمی، عرفانی و تاریخی در نیشابور برگزار شد.

بیان کرد: یکی از جلسات «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در سال گذشته، همزمان با هفتۀ دفاع مقدس، اختصاص یافت به دعوت از «علی براتی گجوان» و موضوع «ادبیات جنگ» و فرصتی بود تا داستان ‌نویسان جوانِ شهرستان نیشابور، با این نوع ادبی بهتر آشنا شوند.

وی خاطرنشان کرد: در آن جلسه این سوال مطرح شد که «چطور می توان، متولد سال ۷۱ به بعد که جنگ را از نزدیک ندیده و تجربۀ جبهه را ندارد، داستان جنگ بنویسد؟ آیا این ژانر منحصر است به کسانی که جنگ را زیسته‌اند؟» برگزاری این جلسه امیدوارمان کرد تا در سال‌های آینده، داستان‌هایی از این نوع، از نویسندگان شهرمان منتشر شود.خودم به عنوان یک نویسندۀ جوان، علاقه مند بودم داستانی دربارۀ ایران دوستی، شجاعت و ایثار یکی از شهدای دفاع مقدس شهرم بنویسم.

بیان ادامه داد: به همین دلیل نوروز سال گذشته تماسی با آقای عیسی نوکاریزی، مسئول کانون بسیج هنرمندان شهرستان نیشابور گرفتم و از ایشان راهنمایی خواستم تا یکی از شهدای نیشابور را به من معرفی کند. ایشان خلبان شهید عزیزالله جعفری را به من معرفی کردند.

زندگی شهید جعفری قابلیت تبدیل شدن به رمان دارد وی با بیان اینکه نام و چهرۀ این شهید بزرگوار را سال‌ها در یکی از خیابان های اصلی شهر نیشابور دیده بودم و هفته‌ای یکبار از آن خیابان و از کنار تابلوی شهید گذر می‌کردم بدونِ آنکه دقتی به نام و صاحبِ آن خیابان داشته باشم، افزود: معرفی این شهید از سوی جناب نوکاریزی باعث شد تا از بهار سال 1401 به طور جدی وارد تحقیق و پژوهش دربارۀ این شهید بزرگوار بشوم هرچند اطلاعاتی که به دست آوردم از خارج از شهر نیشابور بوده و متاسفانه همکاری از سوی همشهریان نداشته‌ام در بررسی و پژوهش‌هایم به نکاتی درخشان و پُررنگ در زندگی کوتاه شهید خلبان عزیزالله جعفری رسیدم که قابلیت تبدیل شدن به یک داستان بلند و رمان دارد.

دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به زندگی شهید خلبان عزیزالله جعفری خاطرنشان کرد: این شهید والا مقام با داشتنِ روحیه ارتشی و نظامی، هنرمند نقاش بودند و دورۀ آمورش نقاشی و مینیاتوری را در رامسر گذراندند. وی فارغ التحصیل نیروی هوایی ارتش بودند و در سال 1354 برای دورۀ خلبانی به آمریکا اعزام می‌شود. وی اولین نفری بود که با «جت اف پنج» پرواز کرد. شهید عزیزالله جعفری در هفتۀ دوم آغاز جنگ، در تاریخ 9 مهر ماه سال 1359 در سن 28 سالگی در حین نبرد با دشمن به درجۀ رفیع شهادت نائل شد. وی اضافه کرد: ایران دوستی، غیرت، شجاعت، رشادت و همچنین خوی جوانمردی در وجود شهید خلبان عزیزالله جعفری، همگی باعث شد که شروع به نگارش داستان بلندی دربارۀ این شهید بکنم که امیدوارم مراحل چاپ کتاب به خوبی پیش برود.

https://www.ibna.ir/fa/longint/338622/

نگاهی به کتاب «خداحافظ پدرخوانده»، نوشتۀ علی اصغر شیرزادی

نگاهی به کتاب «خداحافظ پدرخوانده»، نوشتۀ علی اصغر شیرزادی

درنگی بر شش رمان جهانی و نگاهی به داستان نویسی ایران.

مصطفی بیان / چاپ شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک / شکاره ۱۵۴ / خرداد ۱۴۰۲

http://www.chouk.ir/download-mahnameh/18254-154-1402.html

ما بچه های متولد سال های ۶۰ تا ۱۳۶۹ که به قول خیلی از دوستان، دهۀ سوخته هستیم و طعم تلخ جنگ، تحریم و مدیریت بی تجربۀ مدیران دوره های مختلف را به زور به ما چشانده اند؛ با این وجود نعمت هایی داشتیم، که بچه های دهه های بعد از ما – با وجود برخورداری از نعمت دنیای مجازی، اینترنت و شبکه های ارتباطی – از آن محروم اند.

وقتی نوقلم ها و علاقه مندان به داستان نویسی در شهرستان نیشابور از من می پرسند داستان مان را کجا چاپ کنیم؟! متوجه می شوم آن نعمتی که ما داشتیم، بچه های حالا از داشتنِ آن محروم هستند.

داشتنِ آن نعمت، مدیون مردان و زنان جوان آن دوره است که در بحبوحۀ انقلاب و جنگ، آستین بالا زدند و با کمترین امکانات، مجله برای گروه های مختلف سنی در سراسر کشور منتشر کردند. از کیهان بچه ها، پوپک، سروش کودکان، آفتابگردان شروع می شد و به سلام بچه ها، سروش نوجوان، رشد نوجوان و بعد سروش جوان، جوانان امروز و پسران و دختران ختم می شد.

من از بچه های همان نسلم که داستان هایم را (که بیشتر به خاطره شبیه بود تا داستان) برای صفحۀ «پاسخ به نامه های داستانی» مجلۀ «سلام بچه ها» و «سروش نوجوان» می فرستادم. بعد هم که بزرگ تر شدم؛ داستان هایم را برای «جوانان امروز»، «اطلاعات هفتگی» و «پسران و دختران» ارسال کردم.

هنوز کنکور نداده بودم که داستان هایم را برای مجلۀ «اطلاعات هفتگی» صفحۀ «مسابقۀ بزرگ داستان نویسی اطلاعات هفتگی» که بانی آن استاد علی اصغر شیرزادی بود، ارسال کردم. در آن سنِ کم به ژانرهای جنایی و پلیسی، به قول معروف داستان های آلفرد هیچکاک و آگاتاکریستی علاقه مند بودم. به خاطر دارم، یک روز در نیشابور با غریبه ای برخورد کردم. وقتی اسمم را شنید. پرسید: «مصطفی بیان! همون که داستان های پلیسی اش در اطلاعات هفتگی چاپ میشه؟!» در آن سنِ نوجوانی بر خودم بالیدم و تصور می کردم، دیگر نویسنده ژانر پلیسی شدم! بعدها، در صفحۀ پاسخ به نامه های داستانی در مجلۀ اطلاعات هفتگی (به قلم استاد شیرزادی) توصیه کردند، خودم را محدود به یک ژانر نکنم. همین راهنمایی باعث شد در نوشتنِ داستان خیلی پیشرفت کنم و بعدها متوجه شدم، هیچ استعدادی در نوشتنِ داستان های جنایی ندارم؛ بلکه در نوشتنِ ژانرهای دیگر داستانی موفق تر هستم. این راهنمایی و راهنمایی های بعدی استاد علی اصغر شیرزادی باعث شد در نوشتنِ داستان خیلی پیشرفت کنم و بعدها در سن بالاتر در دو نوبت داستان هایم برگزیدۀ «جایزه داستان نویسی مجلۀ اطلاعات هفتگی» شود.

ادامۀ این مقاله را در سایت زیر بخوانید:

https://bayanstory.com/?p=1972