مصطفی بیان- نیشابور: از وقتی به یاد دارم، شیفته‌ نوشتن، کتاب و دنیای ادبیات بوده‌ام. در خیابان اصلی نیشابور، داروخانه‌ای قدیمی بود به نام «صحت» که مدیریت آن را پدربزرگم، مرحوم حاج محمدحسین بیان بر عهده‌ داشت؛ داروخانه‌ای که از پدرش به ارث برده بود و عکس سیاه و سفید جد بزرگم، حاج علی‌محمد نیز در بدو ورود به داروخانه پیش چشم مشتریان، به آنان خوش‌آمد می‌گفت.

درست مقابل داروخانه، دکه‌ روزنامه‌فروشی‌ای بود که من در دوران نوجوانی، برخلاف هم‌سن وسالانم، ساعت‌ها در برابرش می‌ایستادم و تیترهای درشت روزنامه‌ها و مجلات را می‌خواندم. البته دلبستگی من نه به اخبار سیاسی و اقتصادی بلکه به صفحه های ادبی و داستان‌ها بود.تمامی دوران مدرسه، تنها جایی که در آن احساس تعلق می‌کردم، کلاس فارسی و انشا بود. افسوس که تحت تأثیر خانواده و جامعه نتوانستم در دانشگاه به سراغ ادبیات بروم و رشته‌ تجربی را برگزیدم؛ مسیری که در نهایت در آن موفق نبودم. با این حال هنوز هم هر از گاهی حسرت آن روزهای درخشان نوجوانی را می‌خورم.

در چند قدمی داروخانه، کتابفروشی «فردوسی» قرار داشت به مدیریت مرحوم حاج محمد توسلی. آنجا علاوه بر کتاب و لوازم تحریر، مجلات «اطلاعات هفتگی»، «جوانان امروز» و «اطلاعات علمی» از خانواده مؤسسه مطبوعاتی روزنامه اطلاعات را می‌فروختند که پنجره‌ای بود به دنیای آگاهی ها. نخستین کتابی که از کتابفروشی فردوسی خریدم، مجموعه‌داستان «چمدان» اثر بزرگ علوی بود؛ با قیمت ۷۵۰ تومان که هنوز آن نسخه را به یادگار دارم. تمامی این‌ها مقدمه‌ای بود تا بگویم هر بار که به داروخانه‌ پدربزرگم می‌رفتم، حتما این مجلات را از کتابفروشی فردوسی و روزنامه‌ «اطلاعات» را از دکه‌ مقابل داروخانه تهیه می‌کردم و وقتی به خانه می‌رسیدم، مورد توجه پدر، مادر و برادرم قرار می‌گرفتن و همه با هم می‌خواندیمشان.

در همان سنین نوجوانی شروع کردم به ارسال داستان و یادداشت برای مجلات. نخستین داستانم در هفته‌نامه‌ «جوانان امروز» با عنوان «بالای آسمان» در ۱۲ آبان ۱۳۸۲ به چاپ رسید و پس از آن اولین داستانم در «اطلاعات هفتگی» با عنوان «دو برادر...» در ۱۸ آبان ۱۳۹۰ منتشر شد. در سال‌های بعد داستان‌ها، مقاله‌ها و یادداشت‌های بسیاری از من در این دو مجله به چاپ رسید. علاوه بر این دو مجله، از خوانندگان پر و پاقرص صفحه‌ «وادی ادبیات» و ضمیمه‌ «سه‌شنبه‌های ادب و هنر» روزنامه‌ اطلاعات بودم. اولین مقاله‌ام با عنوان «ساختار ناتورالیستی در داستان چنگال صادق هدایت» در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۷ در صفحه‌ «وادی ادبیات» منتشر شد و پس از آن، هشت مقاله‌ دیگر از من در این صفحه و ضمیمه به چاپ رسید. هنوز هم با خوشحالی خواننده‌ روزنامه‌ قدیمی «اطلاعات» و مجله‌ «اطلاعات هفتگی» هستم و گهگاه داستان و یادداشتی را برایشان می‌فرستم.

این یادداشت را به بهانه‌ صدمین سالگرد تأسیس روزنامه‌ «اطلاعات» نوشتم؛ آن هم در روزگاری که فقط دو ماه از پایان جنگ چهل‌روزه‌ آمریکا و اسرائیل با سرزمینم می‌گذرد و چشمم به گرانی افسارگسیخته، سایه سنگین تورم، تحریم و پیامدهای جنگ است. تلخ‌تر آنکه از آغاز جنگ تا امروز یعنی طی این چهار ماه ضمیمه‌ «سه‌شنبه‌های ادب و هنر» دیگر منتشر نشده است! امیدوارم روزی فرا برسد که لبخند دوباره بر لبان مردم سرزمینم بنشیند، توان اقتصادی هم‌وطنانم بازیابی شود و بار دیگر شاهد انتشار ضمیمه‌ محبوبم در این روزنامه کهن و اصیل باشیم.

مصطفی بیان / چاپ شده در روزنامه اطلاعات، شنبه 3 مرداد 1405