به بهانه سالروز تولد گوستاوفلوبر
سبیل پُر پشت و بلند نویسنده
به بهانه سالروز تولد گوستاوفلوبر
![]()
«گوستاوفلوبر»، 22 سال از نویسنده هم وطنش «اونوره دو بالزاک» کوچک تر است. وقتی فلوبر تولد بیست سالگی اش را به همراه دوستانش در کافه روآن جشن گرفت؛ خبر انتشار موفقیت آمیز رمان «زن سی ساله» بالزاک در فرانسه مثل بمب منتشر شده بود.
فلوبر جوان با پول هایی که از شب تولدش جمع کرده بود؛ بدون هیچ وقت کشی کتاب جدید بالزاک را از یکی از کتاب فروشی های معتبر خریداری و به مدت دو شبانه روز در داخل اتاقش نشست و با تمام اشتیاق آن را خواند.
پانزده سال بعد، فلوبر با الهام از داستان «زن سی ساله»، رمان بسیار مشهورش، «مادام بوواری» را بر روی کاغذ آورد و با انتشار آن، خود را هم ردیف «اونوره دو بالزاک» به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ رئالیسم فرانسه معرفی کرد.
«گوستاو فلوبر» در 12 دسامبر 1821 (21 آذر 1200 خورشیدی) در شهر کوچک روآن فرانسه به دنیا آمد. فلوبر به سبیل پُر پشت و بلندش معروف است. سبیلی که تمام لب بالا و قسمتی از دهان و در بعضی از موارد تمام چاک دهانش را پوشانده بود. فلوبر عادت داشت پس از پایان نوشتن داستان هایش، آثار را با صدای بسیار بلند در اتاق کار خود، که آن را فریادگاه مینامید، میخواند تا وزن، آهنگ و تاثیر واژگان و جملات را بسنجد.
بعد از نقد شدید لحن دو نفر از دوستانِ روزنامه نگار و منتقد ادبی اش نسبت به داستان «وسوسه سن آنتوان»، فلوبر سعی کرد داستان «مادام بوواری» را بر اساس شخصیتهای واقعی بنویسد و با استفاده از مشاهدات و ذهن خود وقایع را در طول داستان گسترده کند.
«مادام بوواری» که از تاثیرگذارترین کتابهای ادبیات جهان است، «ماریو بارگاس یوسا» برگزیده نوبل ادبیات 2010 را نیز بسیار تحت تاثیر قرار داده است. یوسا آن قدر شیفتهی کتاب شد که در کتاب «عیش مادام» نظرش را دربارهی آن بیان میکند. یوسا در مورد فلوبر میگوید:«من به معنای دقیق کلمه شیءباره [ف.ت.ی.ش] هستم. خوش دارم خانه و گور و کتابخانهی نویسندگان محبوبم را ببینم و اگر میتوانستم استخوانهاشان را محض تبرک نگه دارم، یعنی همان کاری که مؤمنان با استخوانهای قدیسان میکنند.»
رمان «مادام بوواری» توسط محمد قاضی، رضا عقیلی، محمد مهدی فولادوند و مهدی سهابی به فارسی برگردانده شده است.
مصطفی بیان
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.