دانشنامه هشت جلدی نیشابور بزرگ در دانشگاه تهران رونمایی می‌شود

«دانشنامه نیشابور بزرگ» در هشت جلد به کوشش تیم تحقیقاتی به سرپرستی دکتر امید مجد استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تألیف رسیده است.

در این اثر، اطلاعات جامعی از شهر نیشابور تاریخی و نیشابور بزرگ جدید گردآوری شده است. جلد اول شامل تاریخ نیشابور از آغاز دوره هخامنشیان تا پایان دوره پهلوی اول است. جلدهای دوم تا چهارم نیز شامل مشاهیر و رجال نیشابور کهن است که در آن به هشت هزار نام از اهل علم و دانش، دین، لشکری و امیر، وزیر و فقیه و محدث، هنرمند و کاتب، موسیقیدان، پزشک و ریاضیدان و … تا شروع سده چهاردهم اشاره شده است. جلد پنجم شامل کلیه اطلاعات شهرشناسی از نظر جغرافیای طبیعی، صنعتی، کشاورزی، انسانی و زمین‌شناسی، مراکز گردشگری و بقاع متبرکه و آثار ثبت‌شده میراث فرهنگی و باستان‌شناسی است. در جلد ششم و هفتم به تفصیل به معرفی روستاهای نیشابور بزرگ پرداخته شده است و هر روستا را به طور کامل معرفی می‌کند. جلد هشتم و پایانی این اثر سترگ، بحث مستوفایی از زبان و آداب و رسوم و فرهنگ و افسانه‌های نیشابوریان را در خود جای داده است.

این اثر در انتشارات کمیسیون ملی یونسکو به چاپ رسیده است.

مراسم رونمایی از دانشنامه هشت جلدی «نیشابور بزرگ»، دوم بهمن‌ماه ۱۴۰۱ در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از ساعت ۱۴ تا ۱۶ برگزار خواهد شد.

زن در آثار داستانی ایوان تورگنیف

زن در آثار داستانی ایوان تورگنیف

با نگاهی به سه کتاب «پدران و پسران»، «رودین» و «آشیانۀ اشراف» اثر ایوان تورگنیف

ایوان تورگنیف، نویسندۀ رئالیسم انتقادی و لیبرال سنتی بود. گرایش غرب گرایانه داشت و نماد روشنفکری در روسیه قرن نوزدهم بود؛ روشنفکری صادق که سلاحی جز قلم، اندیشه و بیان نداشت. او مبارزی آرمان گرا و خواهان اصلاحات برای جامعۀ زمانِ خود بود. بارها، باورها و داستان هایش از طرف دوستانِ سنتی و رادیکال مورد توهین و فحاشی قرار گرفت. با این وجود ایوان با همۀ گروه ها ارتباط دوستانه داشت.

برخلاف شخصیت های مرد در داستان های تورگنیف که آرمان گرایان منفعل بودند؛ شخصیت های زن در داستان ها، با اراده و کاردان هستند. دختران جوانی که در جامعۀ سنتی و مستبد حکومت تزار از حق تحصیل و از کمترین حقوق اجتماعی برخوردار نبودند. تورگنیف برای دختران و زنان جوان، شخصیت و ارزش قایل بود. معتقد بود اشخاصی که برای عقل زن ها ارزش کافی قایل نیستند آدم های بسیار بی انصافی هستند (صفحه 76 داستان رودین)....

متن کامل مقاله را می توانید در سایت زیر بخوانید:

https://bayanstory.com/?p=1853

نگاهی به داستان بلند «جان غریب» نوشتۀ ملاحت نیکی، نشر بان

نگاهی به داستان بلند «جان غریب» نوشتۀ ملاحت نیکی، نشر بان، ۲۲۳ صفحه، ۶۰ هزار تومان، چاپ دوم، زمستان ۱۴۰۰

مصطفی بیان / داستان نویس

چاپ شده در ماهنامه ادبیات داستانی چوک / شماره ۱۵۰ / بهمن ۱۴۰۱

نویسنده در داستان، آهسته و رمزآلود به مسائل اجتماعی و رویدادهای تاریخی بعد از انقلاب می پردازد: «مادر یک بار و فقط یک بار گفته بود بیا! گفته بودم نه. وسط سیاه دامون ایستاده ام. یک آبپاش بزرگ دستم است. سراغ درخت ها می روم و آب شان می دهم. آب نیست، آخر سیاه است. همرنگ جنگل… قدم های بلند بر می دارم و پای هر درختی سیاهی درون آبپاش را می پاشم. پای هر درخت لوحی سنگی است با حرف و شماره ای حک شده رویش. یادم می آید دنبال قبری آمده ام جنگل.» (صفحه ۱۷ کتاب)

آزاد در جریان تجمعات دانشجویی به اصرار «هستی» شرکت می کند. همین حضور آزاد در تجمعات دانشجویی باعث می شود مثل آب خوردن، پرونده اش به دادگاه انقلاب برود و اسمش در لیست دانشجویان ستاره دار قرار بگیرد. مدرک دانشجویی او معلق می ماند و تکلیفش نامشخص.

هستی، همکلاسی اش بود. آزاد به ادبیات و تئاتر علاقه داشت و هستی به روزنامه نگاری و فعالیت های سیاسی....

ادامه این یادداشت را در سایت زیر بخوانید:

https://bayanstory.com/?p=1851

گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان دربارۀ انجمن و جایزه داستان سیمرغ

گفت و گوی ماهنامۀ «سایه سپید» با مصطفی بیان، موسس و مدیر انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور

سایه سپید / شماره ۳۸ / ۳ دی ۱۴۰۱

گفت و گو توسط حمیدرضا هادوی

https://www.instagram.com/sayesepeed/