سنگ صبور

به هر بدبختی که بود رمان «سنگ صبور» صادق چوبک را تهیه کردم.
اینبار دوست داشتم با قلم چوبک آشنا بشوم. نام صادق چوبک را همه مان شنیده ایم. وی بچه بوشهر است پس از تحصیلات ابتدایی در شیراز، به کالج امریکایی در تهران راه یافت و در سال 1316 فارغ التحصیل شد و به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد. صادق چوبک از دوستان صمیمی و پشتیبان صادق هدایت بود و از نویسندگان جوان و با استعداد نسل جوان تر ایران به شمار می آمد.
رمان «سنگ صبور» آخرين كتاب و در واقع آخرين رمان صادق چوبک است که در سال 1345 منتشر کرد. ماجرای داستان در دهه اول و دوم قرن شمسی حاضر در شهر شيراز، يعنی در دوره زمامداری رضا شاه میگذرد. رمان، سرگذشت اندوه ناک دختری فریب خورده است که در تامین زندگی کودک خود به ازدواجی تن می دهد. در این داستان «احمدآقا» (نقش مثبت داستان) در نقش معلم که شخصیت اصلی این رمان است با نگاهی تیزبین، خرافه، جهل و تهیدستی مردم آن زمان شیراز (مردم ایران) را به تصویر میکشد و از سوی دیگر «سیف القلم» (نقش منفی) جنایتکاری بی رحم که در طول داستان زنان های صیغه رو به دام انداخته و سپس آنها را از بین می برد. حادثه ایی که مشابه آن امروز هم در صفحه حوادث روزنامه ها می بینیم!
به گفته منتقدین ادبی، رمان «سنگ صبور» از نظر سبک شناسی و نیز پیرنگ وحشتناک داستانی، نشان دهنده ی رویکرد نویسنده به اندیشه ها و باورهای جدید است. با این که توانایی چوبک در این رمان آشکار است و نویسنده بر این باور است که چهارده سال برای آفریدن این داستان کوشیده است و به دشواری می توان ارزیابی منتقدان را از این اثر مثبت دانست. اما بعد از داوری منتقدان ادبی درباره ی این داستان، من که از قلم زیبا و روان صادق چوبک بسیار لذت بردم و بی گمان شیوه بیان چوبک در این اثر، افق های جدیدی برای دوستان اهل قلم و نویسندگان جوان می گشاید.
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.