چهطور يک نويسنده ماندگار و محبوب میشود؟

چهطور يک نويسنده ماندگار و محبوب میشود؟ چرا فلان نويسنده اينقدر معروف شده است؟ چهطور میشود که يک هو يک نويسنده تمام نگاهها را به سمت خود جلب میکند؟
گاهی واقعا شانسی است يعنی بعضی از نويسندهها الکی الکی يک هو مد میشوند. کلی نويسندههای خارجی که به همين دليل در ايران ترکاندهاند. اما هميشه که اينطوری نيست گاهی نويسندهای پيدا میشود و آينه تو میشود. آينه زندگی شهرونديت می شود يا برای يک برهه زمانی کوتاه، کمک میکند تا چيزی را درک کنی، يا به صدای درونت جواب میدهد. نمونه اش مانند داستان داش آکل صادق هدایت، گلیله مرد بزرگ علوی، پیراهن زرشکی صادق چوبک و مدیر مدرسه جلال آل احمد.
نویسندگان و شاعرانی در تاریخ کهن مان داشته ایم که بعد از نگارش آثارشان آنها را به شاهان زمان خویش هدیه می دادند؛ مانند فردوسی که شاهنامه را به سلطان محمود غزنوی اهدا کرد. سوء تفاهم از گفته من پیش نیاد که منظور من از اعتبار ارزشمند شاهنامه این نیست که فردوسی آن را به سلطان محمود غزنوی اهدا کرده است! بلکه منظور من این است که یکی از راه های ماندگار شدن یا معروف ماندن نویسنده می تواند؛ ارتباط نویسنده با سیاست و حاکمان زمان خویش باشد!
راه دوم جوایزی است که کتاب ها دریافت می کنند. مانند رمان «اسفارکاتبان» ابوتراب خسروی (برگزیده جایزه مهرگان ادب)، رمان «درخت انجیر معابد» احمد محمود (برگزیده جایزه هوشنگ گلشیری)، رمان «برهنه در باد» محمد محمد علی (برگزیده جایزه ادبی یلدا)، رمان «پرنده من» فریبا وفی (برگزیده بهترین رمان سال).
اما چه شد که به اينجا رسيديم، خواستم بگويم. تنها يک راه مطلق دارد که بشود بين اثر بد و خوب را مشخص کرد، آن هم زمان است. زمان در دنيای ادبيات هميشه محک خوبی برای ارزشيابی يک اثر بوده است. زمان نشان میدهد که کدام کتابها زنده میمانند و کدام کتابها عمر چندانی نمیکنند. به زمان و به تاريخ ايمان داشته باشيد.
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.