قصه های عاشقانه از هزار سال ادب فارسی
قصه های عاشقانه از هزار سال ادب فارسی

یكی از انواع چهارگانه ادبی، اشعار غنايی است؛ كه «در قلمرو هنر شاعری اين نوع، كهنترين شكل شعر است. اولين بشری كه بر سطح كره زمين شعر گفته است، احساسات و تراوش روح خود را بيان كرده، و شعری سروده كه يقيناً نوع آن غنايی بوده است. در اين گونه اشعار، سخن از وصف آنچه در جهان واقعی و طبيعت است، نمیرود، بلكه شاعر آنچه را كه مطلوب اوست به چشم می بيند و به زبان عواطف بيان میكند. بنابراين، ميزان و ملاک حقيقی در اين نوع شعر، عواطف شاعر است، و غرض و غايت، توصيف عواطف و نفسانيات فرد است.»
ادبیات غنایی گونه ای از ادبیات است که با زبانی نرم و
لطیف، با استفاده از معانی عمیق و باریک، به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد و
بیانگر عواطف و آرزوهای انسان و غم ها و شادی های اوست. کلمه «غنا» در این اصطلاح
به معنی موسیقی است و شعر غنایی در اصل همراه با موسیقی خوانده می شده است اما در
حقیقت، دامنه ی آن بسیار گسترده تر است و همه ی احساسات گوناگون انسانی از قبیل
احساسات عاشقانه، مذهبی، عرفانی، مدح، هجو، وصف طبیعت و جامعه و مسائل شخصی مانند
غم غربت، شکایت از زندان، مرثیه ی عزیزان و نظایر آن را دربر می گیرد. بنابراین
بخش عمده ادبیات ما را شعر غنایی تشکیل می دهد.
اين نوع شعر در سه شكل كوتاه (رباعی و دوبيتی)، متوسط
(غزل) و بلند (مثنوی) جلوه میكند. يكی از شايعترين گونههای شعر غنايی، «داستان های
عاشقانه» است؛ كه بقيه موضوعات و محتويات شعر غنايی را در خود جای میدهد و در
قالب مثنوی سروده میشود.
سرودن منظومههای عاشقانه در ادبيات فارسی به قول تاريخنويسان در قرن پنجم هجری رونق گرفته است. در اين قرن شاعرانی مانند عنصری، فخرالدين اسعد گرگانی و عيوقی منظومههای معروفی را سرودهاند و باز به قول همين تاريخنويسان کمال شعر عاشقانه را بايد در منظومههای نظامی در قرن ششم جستجو کرد. در دوران صفويه شاعران بسياری شروع به تقليد از اين منظومهها کردهاند و حکايتهای مشابهی را از روی اين منظومهها سرودهاند که در ادبيات به آنها «نظيره» میگويند. در ماه های اخير به دنبال چاپ مجموعه کاملی از منظومههای عاشقانه ايرانی عنوان شد که حدود چهارصد منظومه عاشقانه به زبان فارسی به همراه نظيره هايشان موجود است که به جز اندکی بقيه گردآوری نشدهاند. منظومههای عاشقانه ايرانی حکايت های داستانی هستند که ماجرايی عاشقانه را با نهايت ذوق و شاعرانگی روايت کردهاند. اين حکايتها بيشتر برگرفته از افسانهها و حکايتهای عاميانهای است که از گذشتههای بسيار بين مردم کوچه و بازار رواج داشتهاست.
در شعر فارسی نيز، شعر غنايی از قدمت و سابقهای طولانی برخوردار است و از همان آغاز شعر تا به امروز نمونه های بسيار زيبا و عالی از اين نوع ادبی بر تارک ادبيات پارسی میدرخشد. از جمله داستان های عاشقانه ايرانی، داستان های ويس و رامین، بیژن و منیژه، زال و رودابه، خسرو و شيرين، مهر و مشتری، لیلی و مجنون و زهره و منوچهراند كه از زيباترين داستان های فارسی به شمار میآيند.
ویس و رامین
منظومه «ویس و رامین» از شاهکارهای ادب فارسی و سروده «فخرالدین اسعد گرگانی» شاعر قرن پنجم هجری است. این داستان عاشقانه ی منظوم در حدود نه هزار بیت دارد. موضوع اصلی داستان، عاشق شدن رامين بر همسر برادر خود، ويس، است. برادر رامين كه موبد نام دارد و پادشاه كشور است، مردی پير و زنباره است كه با سن زياد خود، دختری را كه هنوز از مادر زاييده نشده از مادرش خواستگاری میكند. مادر نيز سوگند ياد میكند كه دختر را به او بدهد. وقتی دختر به دنيا میآيد، تحت تربيت زنی كه دايه اوست و بعدها نقش زيادی در ماجرا بازی میكند بزرگ میشود. وقتی به سن نوجوانی میرسد، دايه او را به مادرش میسپارد. برای او كه بسيار زيباست، همتايی جز برادرش ويرو نمی يابند. ولی دست سرنوشت باعث میشود كه دختر به دست موبد بيفتد. ويس كه جوان و بسيار صبور است، با حيله و جادو نمیگذارد كه موبد، كه قاتل پدرش نيز هست، از او كام گيرد و او را مانند عروسک خيمه شب بازی به بازی میگيرد. فضای داستان بيشتر بر اساس روابط ويس و رامين و درگيری ها آنها با موبد است. البته، در كنار اين ماجراها، ماجراهای فرعی ديگری مانند ازدواج رامين با گل و ... نيز اتفاق میافتد. در سرانجام داستان و پس از مرگ ويس، رامين در آتشگاه مجاور میشود و پسر خود را بر تخت پادشاهی مینشاند.
بيژن و منيژه
در ادبيات ما گاه منظومههای حماسی و عاشقانه باهم ترکيب شدهاند. يکی از اين در هم آميختگیهای مشهور در حماسیترين داستان نظم ايرانی، شاهنامه فردوسی اتفاق افتاده است. فردوسی در روايت داستان حماسیاش به سرنوشت قهرمانان پرداخته است. قهرمانانی که جز ماجراهای پهلوانی و دلاوری گاه در زندگی، درگير ماجراهای عاطفی شدهاند. اين داستانهای عاشقانه را در شاهنامه به کرات میشنويم. داستان زيبای «زال و رودابه» و همچنين ماجرای شنيدنی رستم و همسرش تهمينه و همينطور حکايت «سودابه و سياوش» که پاکی سياوش در اين منظومه او را تبديل به سمبلی برجسته در ادبيات ايران کرده است. اما برجستهترين داستان عاشقانه شاهنامه مربوط به« بيژن و منيژه» است. اين داستان به دليل جذابيت و کشش بالايش بهطور مجزا به شکلهای گوناگون درآمده و حکايت شده است. اين داستان، روايت عشق بيژن پسر گيو و منيژه دختر افراسياب است. برجستهترين نقطه داستان مربوط به درچاه افتادن بيژن و رهاييش به دست رستم است.
زال و رودابه
داستان «زال و رودابه» از شنیدنی ترین داستان های شاهنامه است. این داستان عشقی است که نادیده هر دو طرف را گرفتار می کند. داستان از این جا شروع می شود که زال پس از آنکه پدرش پادشاهی زابل را به او می سپارد برای سرکشی به شهر ها و کشورهای تابعه از زابل بیرون می رود تا به کابل می رسد. پس از آشنایی با مهراب که پادشاه کابل و از نبیرگان آژی دهاک (ضحاک) بوده به گونهای شگفت شیفته و دلباختهی دختر مهراب میشود. از آن سو هم رودابه دخت مهراب باشنیدن او ویژگی های زال از زبان پدرش، هنگامی که با سیندخت سخن میگفت، شیفته و دل باختهی زال میشود. پس از آن با میانجی شدن غلام زال و چند کنیز از سوی رودابه پیش درآمدهای دیدار این دو فراهم گردید. با وجود مخالفت دربار با اين پيوند سرانجام با پافشاری و پيگيری های زال و بخت بلند اين پيوند كه ستاره شناسان خبر آن را به منوچهر شاه می دهند، اين پيوند سر می گيرد.
خسرو و شيرين
منظومه «خسرو و شيرين» به عقيده بسياری زيباترين منظومه عاشقانه ايرانی است. اين منظومه مثل داستانهای داراماتيکی است که از يک مثلث عشقی درست شدهاند. زيبايی اين منظومه تنها به دليل اين کشش دراماتيک نيست، نظامی درسرودن اين منظومه استادی را تمام کرده است. مناظره شخصيتها در اين مجموعه و تصويرسازیهای نظامی از قطعات برجسته شعر فارسی است. داستان «خسرو و شيرين» پس از نظامی بارها توسط شاعران ديگر مانند امير خسرو دهلوی، عرفی شيرازی، وحشی بافقی، وصال شيرازی و هاتفی به تقليد سروده شده است.
خسرو: آخرين شاه ساسانی که در اين داستان نمونه خودخواهی و غرور است، خسرو پرويز دلداده شيرين شاهزاده ارمنی است و با فرستادن فرهاد برای کندن کوه بيستون قصد دارد که او را از شيرين دور کند.
شيرين: شاهزاده ارمنی مورد توجه خسرو پرويز است که فرهاد سنگ تراش و پيکرساز، دلداده او می شود. البته میگويند شيرين چندان معشوق باوفايی نبوده است. منظومه «خسرو و شيرين» از زبان باربد و نکيسا در بزمهای شيرين نقل میشود.
فرهاد: همه ما او را با نام فرهاد کوهکن میشناسيم، او پيکرتراشی است که دلداده شيرين میشود و به خاطر او کوه بيستون را میکند و سرانجام خود را با تيشه سنگ تراشیاش میکشد. فرهاد در اين منظومه مظهر دلدادگی و پاکی و تواضع است. فرهاد در بين مردم بدفرجامترين عشاق است.
مهر و مشتری
«مهر و مشتری» منظومهای عاشقانه به زبان فارسی و در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی است که در سال 778 هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده و دارای 5120 بیت است.
«مهر و مشتری» داستان عشق میان مهر پسر شاپور پادشاه شهر استخر و مشتری، پسر وزیر شاپور است. این دو پسر از کودکی به یکدیگر دل میبندند و با وجود مصائب فراوانی که عشق آنها برایشان به بار میآورد تا پایان عمر بر سر عشق خود میمانند.
شاعر نامدار، عبدالرحمن جامی درباره این مثنوی نوشته: «این مرد روی مردم تبریز را سپید کرده. محال است کسی در این بحر سخنی بدین خوبی تواند گفت».
این مثنوی به زبان ترکی عثمانی نیز ترجمه شده است. شیخ مولانا جمالی هم مثنوی «مهر و ما»ه خود را به سبک مثنوی «مهر و مشتری» عصار تبریز سروده است.
ليلی و مجنون
اين داستان عاشقانه در اصل عربی بوده، اما به دليل استفاده زياد شاعران ايرانی مانند نظامی گنجوی و جامی و مکتبی شيرازی از حکايتهای آنها در اشعارشان در ادبيات ايران بسيار معروف شدهاند. داستان «ليلی و مجنون» مانند همه داستانهای فولکلوريک منبع معينی ندارد و حقيقت يا افسانه بودنش مبهم است. در ادبيات عرب شهرهای زيادی در وصف اين دو و عشق پر سوز و گداز مجنون وجود دارد. گفتيم که داستان «ليلی و مجنون» در ادبيات ايران هم معروف بوده است، تا اينکه نظامی گنجوی آن را به صورت نظم درمیآورد. اين منظومه به جز طرح اصلیاش که داستانی عربی است، بيشترش حاصل ذهن خلاق و هنرمند نظامی است. پس از نظامی شاعران بسياری به سراغ داستان «ليلی و مجنون» رفتهاند. درست است که بيشتر اين شاعران فارسی زبان هستند اما در اين بين شاعران ترک زبان و اردو زبان هم وجود دارند که اين حکايت را به نظم سرودهاند. حکايت «ليلی و مجنون» هميشه بين مردم کوچه و بازار طرفدار زيادی داشته است و از آنها ضرب المثلهای زيادی ساخته شده است.
مثنوی «لیلی و مجنون» شامل 4500 بیت است، که به سال 584 به نام «شروانشاه ابوالمظفر اخستان» سروده شده است.
ليلي: ليلی دختر سعد است، که شاعران میگويند چندان آش دهن سوزی هم نبوده است و آنها بيشتر به شيدايی و عاشقی مجنون و مرگش در راه اين عشق پرداختهاند.
مجنون: توی عشاق معروف نام او را بيشتر از ساير هم صنفانش شنيدهايد؛ مجنون يا (قيس عامری) از قبيله بنیعامر است، که در حکايت آمده است که جوان دارای جمال و کمالات بوده است. در دوره و زمانه ما البته هر کس کارهای عجيب و خلاف عادت میکند بهش لقب مجنون میدهند.
زهره و منوچهر
داستان «زهره و منوچهر» نام منظومهای داستانی از ایرج میرزا است که محصول آخرین سال عمر وی بود و نتوانست آن را به پایان برساند.
موضوع این مثنوی از« ونوس و آدونیس» اثر «ویلیام شکسپیر» اقتباس شده و در واقع ترجمه آزادی از این اثر است. اما ایرج، چنان استادانه به نقل این داستان به زبان فارسی پرداخته و با فضای ایرانی درآمیخته که خواننده اثر احساس نمیکند که موضوع داستان و شخصیتها از یک اثر خارجی اقتباس شدهاند.
آغاز داستان در در کوهستانهای ایران روی میدهد و منوچهر (آدونیس) قهرمان شانزده ساله ی داستان، جوانی بسیار محجوب، ساده و دوراندیش است. او هنوز لذت مستی و عشق را نچشیده اما زهره (ونوس) دختر زیبا و ناقلای آسمانهاست. داستان از آنجا آغاز میشود که زهره در بامدادان از آسمان فرود آمده و در شکارگاه با منوچهر آشنا شده و فریفته ی او میشود. اما منوچهر از ابراز عشق خودداری کرده و تن به تمهیدات زهره نمیدهد.
به دلیل ناتمام بودن داستان، نمیتوان دریافت که ایرج، چگونه میخواسته داستان را به پایان ببرد. اما با توجه به اینکه شاعر، اصل داستان به زبان انگلیسی را در دست داشته و در نسخه اصلی، داستان با مرگ آدونیس و ناکامی ونوس به پایان میرسد، میتوان نتیجه گرفت که داستان ایرج نیز با سرانجامی غمانگیز روبرو میشده است.
به جز اين هفت مثال مشهور همانطور که گفتم در ادبيات ايران منظومههای مشهور ديگری مانند جمشید و خورشید، خورشید و ماه، همای و همايون، اورنگ و گلچهر، بهرام و ناهید، خورشید و ماه، زهره و منوچهر، سلیمان و بلقیس و... موجود است.
امروزه شعر غنايی علاوه بر غزل، در غزل مثنوی، شعر سپيد، نیمايی يا شعر نو، سروده میشود
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.