متن این نامه به طور خلاصه در شماره 465 (20 اسفند 1390) هفته نامه چهل چراغ چاپ شده است

سلام

مگر ادبیات داستانی معاصر کشورما، چقدر نویسنده مادنگار دارد!؟ جزء انگشت شماری که بیشتر از نصفی از آنها، قبل از انقلاب خانه مادری را ترک گفتند و در دیار غربت آرام گرفتند!

نمی خواهم در مورد علت رفتن نویسندگان معاصر کشورم سخنی بگویم؛ قرار است در مورد «خودمان» بنویسم. شاید متولدین دهه هفتاد به اندازه ایی که هفت جلد رمان «هری پاتر» را خوانده و فیلم های سینمایی اش را دیده باشند؛ نام داستان کوتاه «داش آکل»  صادق هدایت را نخوانده و یا حتما نشنیده باشند!

شماره 462 هفته نامه تان را کامل خواندم؛ خیلی خوشحال شدم در صفحه اول یادی از «صادق هدایت» کردید. خودم خبر داشتم که 28 بهمن زاد روز این نویسنده بزرگ کشورم است. حتی برای چند نفر که نام او را شنیده و کتاب های آن را خوانده اند؛ اس ام اس دادم که لاقل در شناسایی نام بزرگان ادبیات معاصرمان تاثیر گذار باشم. و خوشحالم که «چلچراغ» هم مانند برخی از روزنامه های کم تیراژ کشور در این راه قدم برداشته است.

داغ دلم وقتی تازه شد که مقاله «نویسنده ای که به زنش در نامه ها فحش می داد (برای 200 سالگی چارلز دیکنز)» در همین شماره چلچراغ خواندم.

انگلیس با تمدن چند صد ساله اش و ایران با تمدن دو هزارو پانصد ساله اش چقدر در عرصه ادبیات موفق بوده که نام «چارلز دیکنز» (نویسنده انگلیسی) در سراسر جهان بعد از دویصت سال هنوز گرامی می دارند. نویسنده ایی که در بیشتر کتاب هایش از سیستم خاندان سلطنتی بریتانیا گلایه می کرد و آنها را به باب انتقاد می گرفت و امروز در جشن تولد دویصت سالگی چارلز دیکنز، ولیعهد بریتانیا در کنار همسرش به نمایندگی از خاندان سلطنتی بریتانیا حضور می یابند و به روخانی کتاب «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز گوش فرا می دهند!

خلاصه کلام از سردبیر محترم چلچراغ «آقای حسین پور» و دبیر سرویس ادبیات «آقای صاحبان زند» بسیار بسیار ممنونم.