خشم صهيونيست ها از شعر گونترگراس 

انتشار شعري از «گونتر گراس»، نويسنده‌ و شاعر آلماني، عليه رژيم صهيونيستي، واكنش‌هايي جهاني به همراه داشت. برنده‌ جايزه نوبل ادبيات، روز چهارشنبه‌ هفته گذشته در روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» شعري منتشر كرد كه بسياري از حاميان رژيم صهيونيستي را به واكنش واداشت. اين شعر، همزمان در شماري از نشريات و سايت‌هاي ديگر نظير روزنامه ایتالیایی «لارپوبلیکا» و «نیویورک تایمز» نيز منتشر شد. او در اين شعر با اشاره به بمب‌هاي هسته‌اي تل‌آويو، رژيم صهيونيستي را تهديدي براي صلح جهاني دانسته و اذعان كرده چنين رژيمي حق تهديد ديگر كشورها (ايران) را ندارد. به گزارش نيويورك تايمز، گراس در شعر خود با عنوان «آن‌چه باید گفته شود» از سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ رژيم‌صهيونيستي در برابر جمهوری اسلامی ایران انتقاد كرده و خود را به‌خاطر سکوت در برابر خطرات این سیاست مورد سرزنش قرار داده است. گراس كه اكنون در آستانه هشتاد و پنج سالگي است، بعد از واكنش‌هاي حاميان رژيم‌صهيونيستي اعلام كرده بر اين اعتقاد استوار خواهد بود و از باور خود مبني بر جنايات اسرائيل عليه صلح بين‌الملل دفاع خواهد كرد.

انتشار شعر «گونتر گراس» در حالي صورت مي‌گيرد كه اين نويسنده معتقد است هرگونه انتقاد عليه سياست‌هاي جنگ‌طلبانه رژيم صهيونيستي، مخالفت با يهوديان و در مصداق كلي‌تر مبارزه عليه يهوديت و سامي‌گري تلقي مي‌شود. «گراس» كه مردم آلمان از او به عنوان «نماد وجدان» ياد مي‌كنند، در شعرش از آخرين قطره‌هاي جوهرش مي‌گويد و آن را اينطور ادامه مي‌دهد: «چرا نام بردن از سرزمیني دیگر برايم قدغن است؛‌ سرزميني كه سال‌هاست توان هسته‌اي‌اش را افزايش مي‌دهد و آن را پنهان مي‌كند و هيچ كنترلي بر آن نيست. چرا بر من ممنوع است درباره كشوري صحبت كنم كه توانش را در دسترس آزمايش قرار نمي‌دهد؟»

او در شعرِ خود اشاره به رژيم صهيونيستي دارد كه سال‌هاست به بازرسان آژانس اجازه ورود نمي‌دهد و خود را مبرا از هرگونه بازرسي مي‌داند.

بنا بر اين گزارش، انتقاد گونتر گراس توجه گروه‌هاي يهودي و مفسران بسياري را در آلمان به خود جلب كرده اما آن‌چه بیش از همه، سروده‌ اين نويسنده و شاعر سرشناس‌ آلمانی را با انتقاد روبه‌رو کرده، اشارات طنزش به آلمان و اشارات او درباره‌ فروش نوعي زيردريايي آلماني از جانب مقامات آلمان به اسرائيل براي مقابله با ايران است؛

«یک زیردریایی از سرزمین من

با کلاهک ویرانگرش

به دقت هدف می‌گیرد مکانی را

که معلوم نیست در آن بمب اتمی باشد»

برنده‌ نوبل ادبي در واكنش به سياست‌هاي تروريستي و جنگ‌طلبانه‌ رژيم‌صهيونيستي در ادامه شعر چنين مي‌آورد كه اکنون قصد دارد دهان باز کند، چراكه شاید فردا دیر باشد.

گونتر گراس سپس به صراحت از رژيم صهيونيستي نام می‌برد و با انتقاد از «حمله‌ پیش‌گیرانه» می‌گوید اسرائیل به‌عنوان یک قدرت اتمی، صلح جهانی را که خود متزلزل است، به خطر انداخته. او در ادامه از این «حق ناروا» انتقاد می‌کند و مي‌گويد: «ملتی (ایراني‌ها) قرار است بمباران شوند؛ تنها با این حدس و گمان که رهبران‌شان به‌دنبال ساخت بمب اتمی هستند.»

او این تهديد را «همدستی در جنایتی» می‌داند که «غیرقابل بخشش است.» گراس ادامه‌ این سیاست را «ریاکاری غرب» می‌داند و امیدوار است عده بیش‌تری به وجدان خود گوش کنند و سکوت را بشکنند.

شعر گونتر گراس با انتقادهاي بسيار متفاوت و گاه تندي در مجامع رسمي كشور آلمان مواجه بود. «امانوئل ناهشون»، سفير رژيم صهيونيستي در برلين، شعر گراس را «تحريکات ضديهودی» خوانده كه قدمتي صد ساله دارند و گفته است: «اين سنت اروپاست که يهوديان را به جنايت متهم کنند.» او با ادعاي اينکه اسرائيل می‌خواهد با همسايگان خود در منطقه در صلح زندگی کند، عنوان كرده كه رژيم صهيونيستي چنين نقشی را که گونتر گراس بر اساس رفتار گذشته‌ مردم آلمان آن را ترسيم می‌کند، برعهده نمی‌گيرد.» مدير مرکز يهوديان آلمان نيز در واکنشی به شعر گونتر گراس گفته از اين انتقاد «شوکه» شده است. او اين شعر را «مشق نفرت» خوانده و گفته است: «يک نويسنده‌ برجسته به‌هيچ‌وجه کارشناس برجسته‌ سياسی نيست.»

«ديدر برگر»، مدير کميته‌ يهوديان آمريکا، هم در اين‌باره چنين گفته كه «وقتی گراس سياست‌های امنيتی ضروری اسرائيل را تبهکاری قلمداد می‌کند و دلايل اصلی تنش منطقه را مورد حمايت قرار می‌دهد، به روابط دوستانه‌ آلمان و اسرائيل صدمه شديدی وارد می‌کند.» انتشار شعر تازه‌ گونتر گراس به پارلمان آلمان نيز کشيده شده و رئيس کميته‌ امور خارجی حزب دموکرات مسيحی آلمان را نيز با نگراني مواجه كرده چنانچه اين شعر را «مُحرّك و نامناسب» خوانده. در كنار اين واكنش‌ها سفارت رژيم‌صهيونيستي نيز شديدا نسبت به شعر مذكور موضع گرفت، مدعاي آن را كذب دانست و گونترگراس را به حمايت مغرضانه از ايران متهم كرد.

اما تمام چهره‌هاي سياسي آلمان با انتشار اين شعر مخالف نبوده‌اند و برخي از سياستمداران و احزاب نيز اين شعر را به خاطر «جرأت و جسارت» گونتر گراس ستوده‌اند و اذعان كرده‌اند برنده‌ نوبل جرأت طرح موضوعي را داشته كه هيچكس جسارت نداشته درباره‌ آن حرف بزند.

اين اقدام گونتر گراس و انتقاد صريح او از مواضع سياستمداران، تازگي ندارد. جالب اينجاست كه گراس خود به حزب «سوسیال دموکرات آلمان» گرایش دارد اما همواره بدون توجه به ملاحظات حزبی و سیاسی، با جسارت، دیدگاه خود را بیان کرده. او متولد «دانتسيگ» آلمان، زاده پدري پروتستان و مادري كاتوليك است كه مدتي را تحت تأثير تربيت خانواده در خدمت به كليسا گذارنده. در پانزده ‌سالگی، برای گریز از فقیر خانواده، خدمت در ارتش را پذیرفت و در هفده‌ سالگی به لشکر دهم فرا خوانده شد. گونتر گراس تا مدت‌ها اين موضوع را پنهان مي‌كرد اما بعدها پرده از اين راز برداشت و اذعان كرد در آن زمان آگاهي چنداني از اعتقادات نژادپرستانه نداشته. گونتر گراس در ارتش مجروح شد و پس از جراحت، در مي ۱۹۴۵، در مارین‌باد دستگیر و به‌ اسارت نیروهای آمریکايی درآمد و يك سال بعد را در بازداشتگاه گذراند. گراس در بازجويی‌های مقدماتی افسران آمریکايی، به ‌عضویت خود در ارتش اعتراف کرد ولی تا سال ۲۰۰۶ افکار عمومی را از آن آگاه نکرد. او سال 1947 و 1948 را در دوسلدورف به کارآموزی در کارگاه سنگ‌تراشی سپري كرد و سپس در آکادمی هنر دوسلدورف تا پایان سال ۱۹۵۲ به تحصیل در رشته پیکرتراشی و قلم‌سیاه پرداخت. پس از اتمام تحصیلات، به ‌پاریس رفت و تا سال ۱۹۵۹ در آن‌جا اقامت کرد. گونتر گراس سال ۱۹۶۰ مجددأ به برلین بازگشت و تا سال ۱۹۷۲ آنجا سکونت کرد. او سال‌هاي 1972 تا 1987 را در یکی از شهرهای کوچک استان شلزویگ هولشتاین گذراند و در سال ۱۹۵۴ با دانشجويی سوئیسی ازدواج کرد که این پیوندِ زناشويی تا سال ۱۹۷۸ دوام داشت و ثمره آن پنج فرزند بود.

گونتر گراس را بيش از هر اثري به رمان حجيم و مشهور «طبل حلبي» مي‌شناسند. اين رمان در ايران با ترجمه «سروش حبيبي» به همت انتشارات «نيلوفر» به چاپ رسيده است. بسياري اعتقاد دارند كه جايزه سال 1999 نوبل ادبيات نيز با محوريت اين رمان به گونترگراس اعطا شده است. از ديگر جوايز اين نويسنده و شاعر مي‌توان به جایزه توماس مان در سال ۱۹۹۶، جايزه آستورياس در سال 1999، دكتراي افتخاري از دانشگاه آزاد برلين در سال 2005 و... اشاره كرد. همچنين غير از «طبل حلبي» آثاري چون «موش و گربه»، «كفچه‌ماهي»، «پوست كندن پياز» و... نيز از او در زبان فارسي ترجمه و منتشر شده است.