بزرگ مردي از تبار فرهنگ و ادب
بزرگ مردی از تبار فرهنگ و ادب

سيزدهم تيرماه يادآور خاطره اي تلخ از خاموشي شمعي از بوستان فرهنگ و ادب ايران زمين و مردي سترگ از تبار گيل و ديلم است.چهل سال پيش در تابستاني غم انگيز، مردي از اين دنيا رخت بربست که تلاش صادقانه اش در ثبت تاريخ و توسعه فرهنگ و ادب ايران، زبانزد خاص و عام بود.زنده ياد دکتر محمد معين پدر فرهنگ فارسي، نهم ارديبهشت ماه سال۱۲۹۷ هجري شمسي، در محله «زرجوب» رشت به دنيا آمد. شش ساله بود که نخست مادرش «طلعت» و شش روز بعد پدرش «ابوالقاسم» را از دست داد و تحت سرپرستي پدربزرگش «محمدتقي معين العلما» که از روحانيون مورد احترام زادگاهش بود، قرار گرفت. سيزده ساله بود که پدربزرگش را از دست داد و تنهايي پرمشقت و غم بار او هم چنان ادامه يافت.تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدرسه شماره يک رشت به پايان رساند. سپس براي ادامه تحصيل به تهران آمد.دوره دوم متوسطه را در دارالفنون تهران گذراند. در دوران تحصيل هميشه شاگردي برجسته و ممتاز به شمار مي رفت زيرا علاوه بر استعدادي که در ادبيات فارسي داشت، در عربي نيز داراي معلومات و اطلاعاتي بود که حتي معلمان و استادانش را به حيرت مي انداخت. سال۱۳۱۳ در شانزده سالگي ليسانس ادبيات فارسي و فلسفه و علوم تربيتي را از دانشگاه تهران گرفت. موضوع رساله او که به زبان فرانسه نوشته شد «لوکنت دوليل و مکتب پارناس» بود. سال ۱۳۱۴ پس از فراغت از تحصيل و انجام خدمت نظام وظيفه، به رياست دانشسراي مقدماتي اهواز منصوب شد، آن هم در حالي که تنها ۱۷سال داشت. سپس رياست دانشسراهاي وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش فعلي) را بر عهده گرفت. در همين زمان توانست دوره روان شناسي عملي، خط شناسي، قيافه شناسي و مغزشناسي را به صورت مکاتبه اي، در آموزشگاه روان شناسي بروکسل بلژيک بگذراند و گواهي آن دوره را کسب کند. سال ۱۳۲۱ در سن ۲۴سالگي با نوشتن رساله «مزديسنا و تاثير آن در ادبيات فارسي» نخستين کسي بود که در ايران به اخذ درجه دکتراي ادبيات فارسي نائل شد. در همين سال با بانو «مهين امير جاهد» دختر امير جاهد (مدير سالنامه پارس) ازدواج کرد که ثمره اين ازدواج چهار فرزند است. پس از اخذ دکترا به عنوان استاد کرسي «تحقيق در متون ادبي» دانشکده ادبيات دانشگاه تهران و استاد در دانش سراي عالي مشغول تحقيق و تدريس شد.
سال ۱۳۲۴ طبق تصويب مجلس شوراي ملي و توصيه علامه قزويني، همکاري با علامه دهخدا را در تنظيم لغت نامه شروع کرد و معاون او در کار لغت نامه بود. پس از دهخدا نيز رياست سازمان لغت نامه را به عهده گرفت و با کمال دقت در انتشار اين اثر کوشيد.
زنده ياد دکتر محمد معين به زبان هاي اوستايي، پارسي باستان، پهلوي، عربي، فرانسوي، انگليسي، آلماني، لاتيني و سانسکريت آشنايي داشت. در مسافرت هاي متعدد از موسسات فرهنگ نويسي کشورهاي ديگر مانند «لاروس» در پاريس و «بروکهاوس» در ويسبادن ديدار کرد و از نزديک، با روش کار آنان آشنا شد.
از ملاقات با نويسندگان، شاعران، منتقدان و هنرمندان رشته هاي مختلف، استفاده ها برد و يادداشت ها برداشت. مدتي نيز در موزه هاي کشورهاي مختلف (آمريکا، انگلستان، فرانسه، سوئيس، آلمان، هلند، ايتاليا، سوئد ، فنلاند، روسيه و کشورهاي ديگر) به مطالعه و تهيه يادداشت مشغول بود. پس از تهيه مواد اوليه که بيش از نيمي از عمر پربرکتش را صرف تحقيق در لغت فارسي کرده بود به تدوين فرهنگ فارسي کنوني که به نام «فرهنگ فارسي معين» معروف است همت گماشت.حدود يک سوم جلد آخر رو به پايان بود که مصادف با بيماري او شد. ادامه آن به همت دوست و همکارش مرحوم دکتر سيد جعفر شهيدي به پايان رسيد.از آثار تأليفي زنده ياد دکتر معين مي توان به «ستاره ناهيد» يا «داستان خرداد و ا مرداد»، «يوشت فربان »«مرزبان نامه» به زبان هاي فارسي و روسي، «پور داوود»، «برگزيده شعر فارسي (دوره طاهريان، صفاريان، سامانيان، آل بويه)»، «قاعده هاي جمع در زبان فارسي»، «مزديسنا و ادب پارسي (در دو جلد)»، «برگزيده نثر فارسي (دوره هاي سامانيان و آل بويه)»، «مفرد و جمع»، «تحليل هفت پيکر نظامي، «اسم جنس»، «حافظ شيرين سخن (در دو جلد)»، «مجموعه مقالات (در دو جلد)» اشاره کرد. تصحيحات وي نيز شامل «برهان قاطع» در ۵ جلد، «دانشنامه علايي ابن سينا»، «چهار مقاله نظامي عروضي»، «جامع الحکمتين ناصر خسرو»، «شرح قصيده فارسي خواجه ابوالهيثم»، «مجموعه اشعار عبهرالعاشقين»، «دهخدا»، «جوامع اشعار دهخدا»، «جوامع الحکايات و لوامع الروايات محمد عوفي روزبهان بقلي شيرازي» و «حواشي بر اشعار خاقاني» است. ترجمه هاي وي نيز عبارتند از: «روان شناسي تربيتي»، «کتيبه هاي پهلوي»، «خسرو کواتان و رپدک وي» و «ايران از آغاز تا اسلام.»
زنده ياد دکتر معين در دوران فعاليت خود نشان ها و افتخاراتي را نيز کسب کرد که از آن جمله مي توان به نشان درجه دوم علمي در سال ۱۳۱۶، نشان درجه دوم علمي در سال ۱۳۲۱، نشان درجه دوم سپاس در سال ۱۳۲۲، دريافت نشان هنر در سال ۱۳۲۷، نشان لژيون دونور، دريافت جايزه ادبيات از ژنرال «دوگل» رئيس جمهور فرانسه و دريافت نشان از دولت فرانسه در سال ۱۳۴۰ اشاره کرد.وي مدتي نيز در دانشگاه «پرينستون» آمريکا به عنوان استاد ادبيات فارسي تدريس کرد.
ويژگي شخصيتي زنده ياد دکتر معين آن چنان بود که دهخدا و نيما او را معتمد خود مي دانستند و تمامي آثار خود را به معين سپردند. حتي «سيد حسن تقي زاده» يادداشت هاي تحقيقي خود درباره فرقه اسماعيليه را به وي سپرد.دکتر معين جايگاه ويژه اي نزد استاد دهخدا و نيما يوشيج داشت. علامه دهخدا در وصيت نامه اش نوشت: «به ورثه خود وصيت مي کنم که تمام فيش هاي چاپ نشده لغت نامه را که ظاهرا بيش از يک ميليون است و از الف تا يا نوشته شده است به عزيزترين دوستم آقاي دکتر معين بدهند که مثل سابق به چاپ برسد و اين زحمتي جانکاه معادل نصف تأليف است». نيما يوشيج هم در وصيت نامه اش دکتر معين را به عنوان وصي تعيين کرده بود تا اشعار وي را بررسي و قسمت لازم آن ها را منتشر کند.زنده ياد دکتر معين نقل مي کرد وقتي براي همکاري با علامه دهخدا انتخاب شد، علامه قزويني به او گفت: «کار کردن با دهخدا» طاقت فرساست بايد قسم بخوري که هيچ گاه از تندخويي استاد رنجش به دل نگيري و قطع همکاري نکني. دو هفته قبل از فوت دهخدا، معين ماجرا را به دهخدا گفت. دهخدا نيز در پاسخ به وي گفت: «لغت نامه ديگر مال من نيست. نيمي از آن به استاد علامه قزويني تعلق دارد.» حدود هشتاد جلد از مجلات دهخدا زير نظر دکتر معين بود.از جمله تأليفات باارزش وي، «فرهنگ معين» در ۶ جلد است که از منابع معتبر واژگان زبان فارسي است. دکتر معين که سرآمد فضلاي ايران معاصر بود، به زبان هاي فرانسوي، انگليسي، عربي و آلماني تسلط کامل داشت و زبان هاي پهلوي اوستايي و فارسي باستان و بعضي لهجه هاي محلي را خوب مي دانست.زنده ياد دکتر محمد معين ادبيات کلاسيک خوانده بود و تدريس مي کرد. اما بر خلاف اکثر اساتيد ادبيات کهن، با ادبيات مدرن قهر نبود و به شاگردانش توصيه مي کرد آثار نيما و هدايت را مطالعه کنند.
از آغاز سال ۱۳۲۵ که چاپ لغت نامه دهخدا طبق قانون در مجلس شوراي ملي آغاز شد، زنده ياد دکتر معين به همکاري علي اکبر دهخدا برگزيده شد. دي ماه ۱۳۳۴ با موافقت علي اکبر دهخدا، سازمان لغت نامه از منزل شخصي دهخدا به مجلس شوراي ملي منتقل شد. طبق وصيت نامه دهخدا، دکتر معين به رياست امور علمي آن سازمان منصوب شد. اسفند ۱۳۳۶ سازمان مذکور به دانشکده ادبيات دانشگاه تهران انتقال يافت و طبق اساسنامه مصوب شوراي دانشگاه، رياست سازمان لغت نامه به عهده دکتر محمد معين گذاشته شد. وي اين سمت را تا آخرين روزي که دچار سکته شد به عهده داشت.
محمد معين، ۹ آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکيه، در دفتر گروه زبان و ادبيات فارسي دچار بيهوشي موقت و بلافاصله به بيمارستان منتقل و بستري شد. وي را جهت معالجه بيشتر به کانادا منتقل کردند. ولي چون بهبودي در وضعيت او مشاهده نشد، ۱۵ آبان ۱۳۴۶ به ايران بازگردانده و ديگر بار در بيمارستان بستري شد. اما سعي پزشکان ايراني به جايي نرسيد. بنابراين از شوروي دو پروفسور جراح مغز و از انگلستان، ۵ تن بر بالين وي حاضر شدند. ولي پس از معاينات اعلام داشتند که ضايعات مغزي وي شديد است.
زنده ياد دکتر محمد معين سرانجام ۱۳ تيرماه ۱۳۵۰ هرگز لب به سخن نگشود و در همان بيمارستان، چشم از جهان فرو بست. درگذشت وي اندوه بسياري از فرهنگ دوستان و صاحب نظران ادبي را برانگيخت.
به مناسبت سالگرد درگذشت اين استاد بزرگ فرهنگ و ادب ايران زمين، ۱۵ تيرماه هر سال مراسمي در آستانه اشرفيه و کنار رودخانه معروف «حشمت رود» برگزار مي شود و اهالي علم و ادب و هنر ايران زمين، در کنار آرامگاه وي ياد و خاطره اش را گرامي مي دارند. روحش شاد و يادش گرامي باد.
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.