مقاله جدیدم با عنوان «تقابل تصویر و صدا در رئالیسم جادویی مارکز و رولفو» در شماره مهر ماه ماهنامه ادبیات داستانی چوک منتشر شد.

در این مقاله با تکیه بر «عنصر تصویر» در صد سال تنهایی (مارکز) و «عنصر صدا» در پدرو پارامو (خوان رولفو) به کالبدشکافی رئالیسم جادویی در این دو اثر ماندگار قرن بیستم می‌پردازم.

مارکز با تصویرهای رنگین، چرخ های هستی را آنچنان می پذیرد که حتی غریب ترین پدیده ها (معراج رمدیوس، باران گل های زرد، پروانه های مائوریسیو) را جزئی طبیعی و پذیرفتنی از زندگی می شمارد.

در مقابل در رمان رولفو خبر از معراج و باران گل نیست بلکه صدای نجواست که جسمیت می یابد؛ صداهایی که از سکوت پر از مرده می آیند و خواننده را به بازسازی خود روایت وامی دارند.

رولفو با قلم خویش پیش از مارکز نشان داد که مرز میان زنده و مرده و واقعیت و خیال بس تاریک است و حتی امروزه ما به عنوان خواننده میان ایمان به افسانه ی مارکز و شک وجودی رولفو سرگردان میمانیم. شاید همین سرگردانی اوج تجربه ی رئالیسم جادویی است......

متن کامل این مقاله را می توانید در صفحه 19 الی 21 بخوانید:

http://www.chouk.ir/download-mahnameh/20256-192-1405.html