داستان با سفر آرتور، وکیل جوان به عمارتی منزوی در میان باتلاق‌ها آغاز می‌شود؛ سفری که او را با کابوسی بی‌پایان روبرو می‌کند. نویسنده ما را به درون ذهن در حال فروپاشی آرتور می‌برد تا تعلیقی تخریب‌کننده را تجربه کنیم.

«مکان» در این داستان یکی از شخصیت‌های فعال داستان است. عمارتی قدیمی که با جزر و مد جاده‌اش زیر آب می‌رود، مه غلیظ و صدای وهم‌آلود اسب و گاری، صرفا دکور نیستند؛ آ‌نها مکان را به ابزاری داستانی برای انزوا و ترس تبدیل می‌کنند.

نویسنده با هنرمندی از حواس پنج‌گانه بهره می‌گیرد؛ خواننده سرمای استخوان‌سوز باتلاق را حس می‌کند و با صدای ضربه زدن به پنجره یا حرکت صندلی گهواره‌ای در سکوت و همچنین وضعیت جوی دچار تعلیق می‌شود.

شروع داستان ریتم کند دارد؛ اما پایان‌بندی غافلگیر کننده.

برای نویسندگان و علاقه‌مندان به ادبیات داستانی این رمان یک کلاس درس بی‌نظیر برای یادگیری تکنیک «فضاسازی و خلق اتمسفر» است. اگر می‌خواهید یاد بگیرید چگونه اتمسفر را به موتور محرک پیرنگ تبدیل کنید، خواندن این رمان را از دست ندهید.

مصطفی بیان / شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵