چگونه می‌توان کتابخوانی را در جامعه افزایش داد؟

دولت ها می آیند و می روند اما این سوال، شده یک معمای بی پاسخ برای دلسوزانِ فرهنگ این سرزمین!

گاهی وقت ها آرزو می کنم که ای کاش «آگاتا کریستی» (نویسنده رمان های جنایی پوآرو و خانم مارپل) و یا «آرتو کانن دویل» (نویسنده رمان های جنایی شرلوک هولمز) ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مدیر خانه ی کتاب یا مدیر نهاد کتابخانه های عمومی سراسر کشور و یا چیزی شبیه این می بودند تا شاید معمای 35 ساله ی فرهنگ و ادب این سرزمین پاسخ داده می شد.

شاید هم مقصر، مدیران فرهنگ این کشور نباشند و نبود «کتاب خوب» و یا «نویسنده خوب» باعث کاهش کتابخوانی در کشور شده است.

«کتاب خوب» یکی از مهم ترین عوامل افزایش کتاب خوانی در هر کشوری است. در کشوری که سالانه بیش از 10 هزار عنوان کتاب از فیلترهای سلیقه ای و گاهی امنیتی گذر می کنند و با شمارگانِ تنها 500 نسخه روانه بازار کتاب می شوند، واقعاً یک «کتاب خوب» در میان آنها دیده نمی شود!؟ (شاید هم باید به نظر کارشناسی، کارشناسان فیلترینگ وزارت ارشاد شک کرد)

چرا دیوان حافظ، بعد از قرآن پُر شمارگان ترین کتاب در جامعه ایران است؟ آیا واقعاً مردم ما با اشعار حافظ آشنا هستند؟ لااقل این را می دانیم که دیوان حافظ مثل کتاب قرآن یکی از الزامات سفره شبِ چله و یا هفت سین هر خانواده ی ایرای است. وگرنه همین دیوان حافظ هم مورد کم لطفی قرار می گرفت!

ترجمه ی رمان های جنایی «آگاتا کریستی» و «آرتو کانن دویل» بیش از پنجاه سال است که بدون حمایت های دولتی و حکومتی، پی در پی منتشر می شود و خواننده های خودش را در ایران دارد.

«آگاتا کریستی» و «آرتو کانن دویل» در جامعه ی انگلیس و دولتمردان آن کشور محبوب هستند. کافی است نام این دو نویسنده را در جستجوگر گوگل سرچ کنید. ببینید چه فعالیت های مدنی برای تنها این دو نویسنده ی ادبی کشورشان انجام داده اند.

چرا حکومت های سرکوبگر از ادبیات متنفرند؟

استاد مصطفی ملکیان (استاد فلسفه اخلاق) پاسخ می دهد: «همه ی رژیم های سرکوبگر ماندد حکومت شوروی در دوران استالین، با ادبیات مخالفند، چرا که ادبیات تخیل فردی را بالا می برد و این مساله برای رژیم ها قابل تحمل نیست. اگر انسانی بتواند با قدرت تخیل، خود را جای دیگران بگذارد قطعا احترام بیشتری نیز برای عقاید او خواهد گذاشت.»

پس وظیفه نویسنده، پدید آوردن یک اثر ادبی است هرکسی به این درک برسد که «به وجود آوردن» چه کار توانفرسایی است، در جهت «از میان بردن» محتاط تر می شود.

تجربه ی سال های 57 و 58 و دولت اصلاحات در آزادی نسبی بیان ثابت کرده است که «آزادی بیان» در عرصه ی قلم، باعث شکوفایی در عرصه ی کتابخوانی و مطالعه می شود. مردم ما تشنه ی شنیدن هستند. پس اگر سلیقه های شخصی در فیلترینگ برداشته شود و تعریفی جامع و کامل در مورد سانسور به اهالی قلم داده شود، شکی نیست که مردم ما پشت کتابفروشی ها و کیوسک روزنامه فروشی ها صف بندند.

به امید آن روز....

مصطفی بیان