پس از «صد سال تنهايي»، سفر به ابديت بدون پاي چپ
پس از «صد سال تنهايي»، سفر به ابديت بدون پاي چپ

يمقرن از عمرش را در جايي غير زادگاهش، يعني در ايتاليا بهسر بُرد. در واقع سالهاي جواني و ميانسالياش را. همين مساله منجر به عدم حشر و نشر مستقيم جامعه ادبي ايران با وي بود و شناخت كمتر از اين مترجم جاسنگين وگرنه مگر نخستين مترجم رُمان مهم «صد سال تنهايي» ناشناخته ميماند؟ بهمن فرزانه متولد 1317 نخستين مترجم اثر مهم گابريل ماركز در ايران است. رُماني كه ماركز بهواسطه آن جايزه نوبل ادبيات سال 1982 را دريافت كرد. فرزانه در طي سالهاي زندگياش در ايتاليا چندان اهل گفتوگوهاي رسانهيي نبود و گويي علاقهيي به حضور در رسانهها نداشت. اما بعد از پنجاه سال، در بهار سال جاري تصميم گرفت به ايران بيايد و ديگر به ايتاليا بازنگردد، همين بازگشت، دستمايه اغلب رسانههاي داخلي شد تا بعد از سالها با اين مترجم شاهكارهاي ادبي اسپانيا و ايتاليا به گفتوگو بنشينند يا دربارهاش بنويسند. اما اين بازگشت، براي فرزانه چندان دستاورد مثبتي نداشت، چرا كه پس از مدتي اسير بيماري ديابت شد و در نهايت كارش به خانه سالمندان كشيد. اين بيماري تا جايي پيش رفت كه چندي پيش منجر به قطع پاي چپش شد و در نهايت، جان پيرمرد مترجم را در شامگاه پنجشنبه، 17 بهمن 1392 و در سن 75 سالگي گرفت. فرزانه به زبانهاي ايتاليايي، انگليسي، اسپانيايي و فرانسوي مسلط بود. ترجمههاي «بر لبه پرتگاه» از گراتزيا كوزيما دلدا، «دير يا زود»، از آلبا دسس پدس، «داستان خانوادگي»، از واسكو پراتوليني، «طوطي»، از سوزانا تامارو... به همراه دو مجموعه داستان تاليفي و يك فيلمنامه از جمله آثار منتشر شده فرزانه در طي اين سالها هستند.
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.