كريستين بوبن
كريستين بوبن

همين شد كه به يكباره ترجمههاي متعددي از «كريستين بوبن» روي پيشخوان كتابفروشيها قرار گرفت و گاهي چند ترجمه از يك كتاب او در نشرهاي مختلف ديده ميشد.
جهان ساده و نثر آرام و عاشقانه او به سبك و سياق ديگر نويسندههاي فرانسوي چيزي بود كه مخاطب ايراني مدتي از آن پيروي ميكرد و رونقي به نشر ايران داده بود.فراتر از بودن، موتزارت و باران، غيرمنتظره، در ستايش هيچ و... نمونه كتابهايي بودند كه در ميان داستان كوتاه و متنهاي عاشقانه معلق بودند، اما مخاطب ايراني چندان در قيد داستان بودن متنهاي او نماند و معمولا زير جملات زيباي او خط ميكشيد تا بتواند شايد در موقعيتي مشابه به داستانهاي بوبن خرجش كند!
تب «بوبن» به همان اندازه كه به يكباره همه جا را فتح كرد، خيلي زود هم فروكش كرد. شايد بوبن اولين داستاننويس خارجي بود كه كاست داستانهايش هم ـ كه توسط نشر ماهريز منتشر شده بود ـ در اتومبيلها شنيده ميشد، اما بعد از چند سال همه او را فراموش كردند. هر چند كتابهاي اين نويسنده همچنان تجديد چاپ ميشود و ميتوان رد جملات و نثر او را در وبلاگهاي بسياري ديد!
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.