سخت‌ترين كتاب‌هاي دنيا را بشناسيد

بر اساس يك تحقيق 10 كتاب به عنوان سخت‌ترين كتاب‌هاي منتشر شده در جهان شناخته‌شده‌اند. به گزارش خبرآنلاين، از سال 2009 كه سايت «ميليونز» با راي‌گيري از كتابخوانان شروع به انتشار اسامي سخت‌ترين كتاب‌هايي كرد كه تاكنون در دنيا نوشته شده‌اند، اميلي كولت ويلكينسون و گرت ريسك هالبرگ نيز همين هدف را دنبال كردند تا سخت‌ترين كتاب‌هاي دنيا را انتخاب كنند و به ما درباره 10 كتاب ادبي كه سخت‌خوان‌ترين كتاب‌ها هستند، بگويند.




«نايت وود»، نوشته جونا بارنز

ديلان توماس «نايت وود» را يكي از سه كتاب بزرگ نثر كه تاكنون توسط يك نويسنده زن نوشته شده است، خوانده بود، اما براي مشاهده عظمت اين شاهكار شما بايد استاد سبك پر پيچ و خم و نثر گوتيك بارنز باشيد. تي‌اس‌اليوت در مقدمه‌يي كه بر اين كتاب نوشته «نايت وود» را در بردارنده نثري ناميده كه «در تركيب با كل زنده است» اما در عين حال «چيزي طاقت‌فرسا براي خواننده‌يي است كه رمان‌خوان معمولي محسوب مي‌شود و آمادگي درك آن را ندارد». «نايت وود» رماني سرشار از ايده‌هاست، مجوعه‌يي رها، مركب از تك‌گويي‌ها و توصيف‌ها.



«قصه يك لاوك» نوشته جاناتان سوييفت


نخستين مشكل: ارجاع‌هاي بسيار زياد به فرهنگي مهجور موجب جر و بحث مي‌شود (آنقدر گنگ كه حتي براي انگليس قرن هجدهمي سوييفت هم مبهم است) و يك شخصيت روايتگر،يك مرد ديوانه بي‌خاصيت كه برش‌هايي از دست‌نويس‌هايش را جدا مي‌كند و به شهروندان بي‌رحمانه حمله مي‌كند. ترقي‌خواهي اجباري او در اهانت عمدي‌اش خلاصه مي‌شود، اما اهانت بيشتر خود اين هجونامه است كه هدفش «سوء رفتار و انحراف در يادگيري و امور مذهبي است» كه توسط يك كشيش محافظه‌كار كليساي آنگليكن نوشته شده و در انتها هيچ چيز روحاني نيز به دست نمي‌دهد.



«پديدار‌شناسي روح» نوشته جي‌اف‌هگل

آيا تاكنون از اثر روشنفكرانه‌يي كه آدم را انگشت به دهان كند لذت برده‌ايد؟ اگر چنين است، هگل كسي است كه مي‌خواهيد و اين كتابش، كتابي كلاسيك از ايده‌آليسم آلماني و قطعا يكي از مهم‌ترين آثار فلسفه مدرن، جايي مناسب براي شروع چنين آثاري است. رد استدلال ايده‌آليسم كانتي از سوي هگل، تاريخ بيداري و بيان جوهري فرآيند ديالكتيك كه دركش سخت است و حفظ آن سخت‌تر (و به قول يكي از استادان استنفورد به سختي مي‌توان هضمش كرد) بيش از همه ناشي از گستردگي موضوع آن و اصطلاحات علمي‌اش است.



«به سوي فانوس دريايي» نوشته ويرجينيا وولف

با توجه به درهم آميختگي خودآگاهي‌هاي جداگانه، داستان ويرجينيا وولف هم از نظر روشنفكرانه و هم از نظر فيزيكي دشوار است. نه تنها سخت است كه بگويي چه كسي، چه كسي است و چه كسي دارد درباره چه چيزي حرف مي‌زند يا فكر مي‌كند، بلكه متني تكه‌تكه - و حتي دل آشوب‌كننده- است و با ريتم‌هاي فردي و طرح‌هاي شركت پذيرش، ذهن خواننده را مشوش و سرگردان مي‌كند. اين اثر بار‌ها، احساس تصرف شدن توسط آگاهي بيگانگان را ايجاد مي‌كند. برخي خوانندگان در هر حال حس تعادل كشتي را با وولف درك نمي‌كنند.



«كلاريسا، يا داستان يك بانوي جوان» نوشته ساموئل ريچاردسون


«كلاريسا»ي ريچاردسون از هر نظر سنگين است. سنگيني فيزيكي رمان بخشي از دشواري آن است (وزن اين كتاب حدود 5/1 كيلو است)، به ويژه اينكه اين متن 1500 صفحه‌يي پلات ساده‌يي دارد (ساموئل جانسون گفته بود اگر پلات كلاريسا را بخوانيد خودتان را حلق‌آويز مي‌كنيد). اما آنچه با وجود پلات اين رمان، آن را شكل مي‌دهد عمق روانشناختي آن است. ريچاردسون نخستين استاد رمان‌هاي روانشناختي بود و از آن زمان كسي از او سبقت نگرفته است. اين اعماق اما تاريك هم هستند و پيچ و خم‌هاي تند رواني دارند.



«بيداري فينيگان‌ها»، نوشته جيمز جويس

«بيداري فيلنيگان‌ها» طولاني، انبوه و از نظر زباني غامض است و بسيار ارزنده خواهد بود، اگر بخواهيد ابتدا ياد بگيريد كه چطور آن را بخوانيد. قصد ندارم به وادي تفاسير غليظ دانشگاهي بيفتم. حداقل اينجا نه. (به گفته‌يي از جويس اشاره مي‌كنم درباره تله‌هايي كه براي خوانندگانش مي‌گذاشت وقتي از تولد خصمانه در دوره عقيم‌سازي صحبت مي‌كرد.) بيشتر منظورم اين است كه خود را تسليم موسيقي كلام جويس كنيم. معني در اين كتاب بيشتر پرسشي درباره تاثير است تا كدگشايي؛ به اين ترتيب مي‌بينيد اين كتاب دشوار بيش از آنكه كلي باشد، نمونه‌يي از ادبيات بزرگ خواهد بود.



«وجود و زمان»، نوشته مارتين هايدگر

«وجود و زمان» احتمالا سخت‌ترين كتابي است كه تاكنون خوانده‌ام. من اينجا همه‌ چيزهايي را كه درباره جويس گفتم رد مي‌كنم، به عنوان خواننده آثار هايدگر نمي‌توانم احساس راحتي كنم كه اجازه بدهم چيز‌ها مرا غسل دهند و از من بگذرند. معني ادبي و معني فلسفي دو چيز كاملا متفاوت هستند و «وجود و زمان» با بيان جديد مزاحم و تعمدي‌اش، شبيه رويا‌پردازي نيست. و به جاي آن اين هدف را دارد كه در ميان چيزهاي ديگر، يك علم باشد، يا حداقل بنياني باشد براي ساخت علم روي آن، دركي از آنچه «بودن» است. هايدگر بسياري از مسائل را به صورت تعجب‌برانگيزي صحيح بررسي مي‌كند، اما با اين وجود انتزاعي و سخت بودن كتابش بيانگر اين نكته است كه بيشتر كشف‌هايش از ما پنهانند.



«ملكه پريان»، نوشته ادموند اسپنسر


سختي‌ها و لذت‌هاي خواندن شاهكار اسپنسر همه از يك منبع مشترك نشات مي‌گيرند: رها بودن رمزگونه‌اش. اين كتاب خود تمثيلي است براي قدرت تمثيل يا شايد هم تمثيلي است كاملا سرمست كه چند لايه لباس پوشيده، و مجبور شده ساعت چهار صبح در بهشت آواز بخواند قبل از اينكه در توده آفتاب گم شود و عشق بورزد. يا شايد هم خود محصول اين بازي است، شخصيت‌ها و وسايل به حدي پيچيده در هم آميخته شده‌اند كه به يكديگر تبديل شدند. ديوانگي زيادي وجود دارد، اما كمترين حد آن را در اين اثر منظوم اسپنسر نمي‌توان يافت.



«ساخت امريكايي‌ها» نوشته گرتود استاين

چندين تابستان است كه سعي دارم اين كتاب را تمام كنم. مرتب چندين صفحه مي‌خوانم، و مي‌روم سراغ كتابي ديگر، و بعد، مانند هايدگر، برمي‌گردم و مي‌بينم ريسمان را گم كردم. اما چيزي كه هايدگر توصيف مي‌كند، استاين احضار مي‌كند، خواندن حتي يك صفحه از «ساخت امريكايي‌ها» مانند پرتاب شدن در شرايطي كوك‌شده است. خوبي دركي كه شرح يكنواختش به وجود مي‌آورد مانند پادزهري است براي سطحي‌گرايي اينترنت. بعد از صفحه‌ها، پرنده‌ها بلند‌تر آواز مي‌خوانند، نور خورشيد قوي‌تر مي‌شود، و بوق ماشين‌ها روح‌شان را آشكار مي‌كند.


«زنان و مردان» نوشته جوزف مك الروي

در اينجا مي‌توانم هر يك از رمان‌هاي بزرگ پست‌مدرن را قرار دهم در زيردسته‌يي كه سال‌هاست با آن مشكل دارم. كتاب «JR» ويليام گديس هست، كه از آنچه مردم مي‌گويند آسان‌تر است، و «رنگين كمان» پينچون گراويتي، كه سخت‌تر است. و «مي‌سون و ديكسون» و «شناخت‌ها» و «تونل» ويليام اچ گاس كه از نظر شفاهي شفاف است اما از نظر اخلاقي پردردسر. از بين همه اينها، من دوست دارم تا دوباره بر كتاب «زنان و مردان» جوزف مك الروي متمركز شوم. از همه كتاب‌هايي كه نام بردم طولاني‌تر است، و در كيفيت‌هاي فردي نثري، حداقل در بخش‌هايي از همه سخت تراست.