چالش جديد قصه‌نويسی ما مقابل تكنولوژی! 

خيلي‌ها مي‌پرسند در روزگاري كه تكنولوژي دارد همه اوقات فراغت خانواده‌ها را پر مي‌كند، دلمشغولي‌هاي قديمي مثل «قصه‌خواني»، ديگر چه جايي در اين روند دارند و آيا مرگ «قصه» فرا نرسيده؟
قصه‌نويسي ايران، قبلاً چند مشكل عمده داشت كه بخشي از آنها برمي‌گشت به مرحله «توليد» و بخش ديگري هم مرتبط بود با «عرضه» و خلاصه، اقتصادش خوب نمي‌چرخيد و محتاج بازنگري در مديريت اين چرخه بود اما حالا، جدي جدي حريف‌هاي قدري پيدا كرده: از سينماي سه‌بعدي گرفته [كه در سال 1390، ظاهراً شاهد ساخت چند نمونه ايراني‌اش خواهيم بود] تا تلويزيون‌هاي سه بعدي و اخيراً هم بازي‌هاي رايانه‌اي بدون «كنترل» كه «بازيگر» فقط با قرار گرفتن در مسير «امواج»، وارد بازي مي‌شود و با حركات دست و بدنش، دنياي مجازي را به اختيار خود در مي‌آورد. ببينيد! الآن اصلاً بحث بر سر حيات يا مرگ قصه بزرگسال نيست. مسئله سر اين است كه تكليف حوزه «كودك و نوجوان» ما چه خواهد شد؟ [تنها حوزه‌اي كه در قصه‌نويسي ايران از رونق اقتصادي نسبي برخوردار بود] آيا مي‌تواند مقابل چنين رقبايي، آن جذابيت قديمي را زنده نگه دارد؟ آيا نويسندگان آن، در اين زمينه «پيش‌انديشي» كرده‌اند تا بازار اين نوع قصه، به يك‌باره دچار افت اقتصادي شديد نشود؟ دوستان نويسنده من! در روزگاري كه در اين نوع موارد توصيه‌هاي پدران و مادران علاقه‌مند به كتاب هم نمي‌تواند چندان تأثيرگذار باشد و مخاطب شما، تنها برحسب جذابيت «توليد»، انتخاب مي‌كند، حتماً بايد فكري كرده باشيد وگرنه...