شمس قلم بر زمين نهاد و به جلال پيوست

شمس آل احمد شامگاه يک شنبه در سن 81سالگي دارفاني را وداع گفت و قلم بر زمين نهاد و به برادرش جلال پيوست.

شمس آل‌احمد شخصيتي فرهيخته و نويسنده‌اي بود که شايد عظمت برادرش يعني جلال و حجم کارهايي که جلال آل‌احمد انجام داده بود باعث شد که او در سايه برادر قرار بگيرد و به نوعي محافظ ميراث گرانبهاي خانواده آل‌احمد و شايد به زباني بهتر حافظ پرخواننده‌ترين و تاثيرگذارترين کتاب‌ها و نوشته‌هاي ادب معاصر باشد.

نام شمس آل‌احمد همواره در کنار نام جلال، در کتاب‌هايش، در مقدمه‌هايي که بر آنها نوشته ديده مي‌شود. اما شايد عده‌اي ندانند که شمس شخصيت فرهيخته‌اي بود که به حکم امام خميني (ره) به روزنامه اطلاعات رفت و سردبير اين روزنامه شد. عضو شوراي انقلاب فرهنگي بود و مدتي نيز در شوراي سرپرستي صدا و سيما فعاليت کرد.

شمس‌الدين آل‌احمد، فرزند آيت‌ا... سيد احمد طالقاني و برادر مرحوم جلال آل‌احمد، در تيرماه 1308 ه.ش در تهران به دنيا آمد.او پس از به پايان رساندن دوره متوسطه در رشته‌هاي ادبيات، فلسفه و علوم تربيتي، مدرک ليسانس خود را از دانشگاه تهران گرفت. او ضمن فعاليت‌هاي آکادميک به عکاسي نيز علاقه مند شد و با اين زمينه دوره عکاسي سينما را درآلمان گذراند و بعدها مدرک ديپلم فيلم برداري را از دانشگاه سيراکيوز آمريکا گرفت.

تاسيس موسسه انتشاراتي رواق از ديگر کارهاي آل‌احمد کوچک است که تنها 6 سال از برادرش کوچک‌تر بود. تدريس در دانشکده کتابداري و مدرسه بهياري هم از ديگر فعاليت‌هايي است که در کارنامه‌ وي ديده مي‌شود.

علاوه بر آنکه نام شمس در تمام آثار جلال آل‌احمد ديده مي‌شود، خود او هم کتاب‌هاي قابل توجهي در حوزه ادبيات داستاني و سفرنامه نوشته است که مي‌توان از کتاب‌هاي گاهواره: مجموعه داستان، عتيقه: مجموعه داستان، مجموعه قصه قدمايي، طوطي‌نامه: جواهر الاسمار، سير و سلوک، از چشم برادر و حديث انقلاب نام برد.

شمس آل‌احمد در 2ماه اخير در بستر بيماري بود و وضعيتش رو به وخامت مي‌رفت. شمس از چندي پيش بر اثر بيماري ريوي در بخش ICU بيمارستان باهنر تهران بستري شد، در اين ميان هر روز حال وي به وخامت مي‌رفت به نحوي که به دليل نبود امکانات پزشکي در منزل، مد‌تها در بيمارستان ماند. وي که هميشه مورد توجه ويژه بيت مقام معظم رهبري بود در اين دو ماه بيماري نيز از اين توجهات بي‌نصيب نماند.

شمس از بيماري عفونت ريه مزمن به شدت رنج مي‌برد و در روزهاي پاياني همواره زير اکسيژن به سر مي‌برد و در اين ميان پزشکان همواره از وخامت حال ايشان از بيماري که رو به بهبود بود، خبر مي‌دادند. سطح هوشياري شمس هر روز پائين‌تر مي‌آمد و در روزهاي پاياني قدرت تکلم را نيز از دست داده بود و در نهايت شامگاه يک شنبه بر اثر ايست قلبي در بيمارستان شهيد باهنر قلم بر زمين نهاد و به جلال پيوست و جامعه ادبي ايران از وجود يکي ديگر از شخصيت‌هاي شاخص ادب معاصر خود محروم شد.

شمس يادگاري بود که ما را به ياد جلال مي‌انداخت

محمدعلي گوديني که سال‌ها پيش گفت وگويي مطبوعاتي با شمس آل‌احمد داشته است گفت: شمس يادگاري بود که ما را به ياد جلال مي انداخت و به همين دليل آثارش هم تحت تاثير جلال بود.

محمدعلي گوديني در گفت وگو با مهر درباره جايگاه ادبي اين نويسنده و مصحح گفت: گرچه شمس آل احمد نيز در ادبيات ايران جايگاه خود را دارد ولي همواره تحت تاثير نام جلال و در سايه او بوده است.

از آنجا که بيشتر نگاه‌ها به آثار شمس اين گونه بود که انتظار داشتند آثاري در حد برادرش خلق کند به همين دليل آثار وي به طور مستقل و آن گونه که بايد و شايد نمود پيدا نکرد و شايد اگر او برادر جلال آل احمد نبود آثارش به تنهايي جايگاه بهتري مي‌يافت.

نويسنده "لبخند تلخ" با تاکيد بر اينکه شمس آل‌احمد همواره تحت تاثير نگاه جامعه ادبي به جلال مورد قضاوت قرار گرفت، بيان کرد: شمس يکي از شخصيت‌هاي ادبي کشورمان بود و نمي‌شود حضور او را منکر شد. او گرچه به تاليفات قديمي اش بسنده کرد ولي در حوزه نشر هم دستي بر آتش داشت.

البته آثار وي از خيلي‌ها که نام‌آورتر بودند برجسته‌تر است ولي به دليل اينکه آثارش در قياس با جلال مقايسه مي‌شود مورد سخت‌گيري بيشتري قرار مي‌گيرد.

نويسنده "تالار پذيرايي پايتخت" با بيان اينکه شمس يادگاري بود که ما را به ياد جلال مي‌اندازد توضيح داد: او خودش را از لحاظ قيافه به جلال نزديک مي‌دانست و مي‌گفت اگر جلال هم سن و سال امروز من بود قيافه‌اش شبيه من بود. او خودش هم تحت تاثير جلال بود و اين مساله در صحبت‌هايش مشخص بود.گفت وگوي من با شمس آل احمد هم بيشتر درباره جلال بود که بخشي از آن هم به فعاليت و زندگي خود او اختصاص داشت. يادم هست که او از اتفاقاتي که بر سر انتشارات "رواق" آمده بود و برخورد همکارانش دلخور بود.

انتساب به خاندان بزرگ آل احمد جايگاه شمس را دو چندان کرده بود

شمس آل احمد در حوزه فرهنگ جايگاه خاص خود را داشت و انتساب او به خاندان ارجمند آل احمد اين جايگاه را رفيع‌تر کرده بود.

حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمود دعايي مدير موسسه اطلاعات که مدتي سابقه همکاري با شمس آل احمد را در روزنامه اطلاعات دارد درباره شخصيت و جايگاه ادبي آل احمد به مهر گفت: شمس آل احمد شخصيتي فرهنگي با ويژگي‌ها و ارزش‌هاي خاص خودش است که بخشي از آنها اکتسابي و به دليل برادري با جلال آل احمد بزرگ است.

در جريانات انقلاب اسلامي وي نوساناتي داشت ولي همواره نسبت به حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري علاقمند بود . همان نوسانات بود که او را به انزوا کشاند ولي به دليل اصالت خانوادگي در آن انزوا به ارزش‌ها و سوابق انقلابي خود و خانواده‌اش پشت نکرد.

مدير موسسه اطلاعات در پاسخ به اين پرسش که انزواي شمس آل احمد خودخواسته بود يا شرايط او را بدين سمت هدايت کرد، توضيح داد: به اعتقاد من اين انزوا خودخواسته بود وگرنه شرايط براي کار او فراهم بود و کسي هم ابايي از همکاري با وي نداشت و نشريات مختلفي علاقه مند بودند که آل احمد با آنها همکاري‌هايي داشته باشد.

او خودخواسته انفعال گزيد و ترجيح داد از انظار دور باشد. اين رويکرد به نوعي انفعال طبيعي نسبت به مواضع قبلي بود که آل احمد آن را برگزيد.

وي با تاکيد بر اينکه شمس آل احمد به دليل وابستگي به خاندان ارجمند آل احمد همواره مايه احترام بوده است، تاکيد کرد: شمس از جمله شخصيت‌هاي فرهنگي کشور بود که مسئولان همواره به او توجه داشتند و به ويژه به دليل انتساب مبارکش به جلال آل احمد حرمت‌گذار او بودند. از سوي مسئولان هيچ جفايي به او صورت نگرفت و خودش هم همواره قدردان اين مساله بود.

آثار شمس در سايه نام جلال قرار گرفته است

جواد محقق، شاعر معتقد است: شمس آل احمد از کساني بود که وجود و نام او، ياد عزيز ارجمندي چون جلال آل احمد را زنده مي‌کرد و اگر هيچ فضيلت ديگر در وي نبود، تداعي ياد برادر بزرگوارش جلال کافي بود که او دوست داشته شود.

به گفته محقق البته شمس آل‌احمد از چهره‌هاي ادبي روزگار خودش بود و پس از انقلاب هم با دور شدن از فضاهاي شبه روشنفکري و همگامي با مردم، هم‌مسيري خودش را با جلال نشان داد و نشان داد کسي است که جرأت تصميم‌گيري‌هاي برخلاف جريان شبه‌روشنفکري را دارد و لااقل اين درس را از جلال آموخته است.

شاعر "در خانه ما" با اشاره به اينکه آثار شمس آل احمد مورد غفلت قرار گرفته است، بيان کرد: آثار وي در زير نام و سايه جلال مورد غفلت و بي توجهي قرار گرفته است و جا دارد که اين آثار به طور مجزا مورد تامل قرار گيرد گرچه دوستدارانش انتظار داشتند آثار بيشتري تاليف مي کرد.

محقق درباره گفت وگويي که سال‌ها پيش با شمس آل احمد انجام داده بود توضيح داد: در سال‌هاي آخر دهه گذشته مصاحبه‌اي از زاويه مرور سابقه معلمي‌اش در مدارس کشور با وي داشتم که در زمان سردبيري‌ام در "رشد معلم" منتشر شد و در آنجا زندگينامه کاملي از زبان خودش همراه با خاطراتي از زندگي اش آورده شده است که آن گفتگو بعدها همراه با چند گفتگوي ديگرتوسط انتشارات مدرسه در قالب مجموعه "ياد ماندگار" به چاپ رسيد.

اين پژوهشگر در توضيح دلايل انزواي ادبي شمس آل احمد عنوان کرد: در سال‌هاي اول انقلاب که وي از سوي حضرت امام خميني(ره) به عنوان نماينده ايشان در روزنامه اطلاعات مشغول به فعاليت شد بخش عمده‌اي از وقت او صرف اداره امور روزنامه و سفرهايي به کشورهاي مختلف براي سخنراني شد و به دليل کسالتي که از ديرباز داشت خيلي فرصت آفرينش آثار جديد برايش فراهم نشد.

البته شايد با وقوع انقلاب ديگر ضرورتي براي نگارش آثار بيشتر نديد ولي بهتر بود که دست به نگارش آثار جديدتر مي‌زد.

پيکر اين نويسنده امروز تشييع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده مي شود.