كريستي از پوآرو به ستوه آمده بود

نوه آگاتا كريستي فاش كرد كه مادربزرگش از مخلوق خود هركول پوآرو خسته شده بود اما تحت فشار ناشرانش ناچار بود داستان اين كارآگاه بلژيكي را ادامه بدهد.كريستي اين كاراكتر جالب با سبيلهاي خاصش را دوست داشت، اما فكر نوشتن «يك داستان پوآرويي ديگر» او را به غر زدن ميانداخت.متيو پريچارد ميگويد: «او هيچ وقت در ايده نوشتن كم نميآورد، اما برخي از اين ايدهها مناسب پوآرو نبودند، به همين دليل خيلي راغب بود با نوشتن داستانهاي ديگر و شخصيتهاي جديد خودش را از شر او رها كند.اما كارگزار ادبي و ناشرش كه مسئول پول و درآمد بودند خيلي به پوآرو علاقهداشتند. او محبوبترين شخصيت كريستي بود.» كتاب ركوردهاي جهاني گينس، اين نويسنده بريتانيايي را پرفروشترين نويسنده تمام تاريخ معرفي و اعلام كرده بيش از دو ميليارد نسخه از آثارش به فروش رفته است. برخي از مشهورترين آثار استاد داستانهاي معمايي جنايي را «قتل در قطار سريعالسير شرق» (1934)، «مرگ در نيل» (1937) و «آينه تركخورده» (1962) تشكيل ميدهند. او همچنين نمايشنامه مشهوري به نام «تله موش» نوشته است. پوآرو و خانم مارپل محبوبترين شخصيتهاي اين نويسنده بودند. كريستي پيش از مرگ در سال 1976 در 85 سالگي تمام حقوق كتابهايش را به دختر و نوهاش بخشيده بود. لقب «ملكه جنايت»
به دليل ماجراهاي معماگونه جنايي و سرشار از گرههاي داستاني به كريستي داده شده است.
داستان نویس ، روزنامه نگار ادبی و موسس انجمن و جایزه داستان سیمرغ نیشابور.