دلنوشته ‌های سوفيا تولستوی در قالب كتاب

نوشتـــه‌ها و عقايد نويسندگان بزرگ جهان همواره براي خوانندگان و دوستداران‌شان خارق العاده و جذاب بوده اما در بسياري از موارد نزديكان و همسران اين بزرگان با طرفداران آثار اين نويسندگان هم عقيده نيستند. واشنگتن پست در يكي از شماره‌هاي اخير خود به تحليل كتاب خاطرات سوفيا تولستوي پرداخته است كه بخش‌هايي از آن را در زير مي‌خوانيم:

در سيزدهم نوامبر 1863 تقريبا يك سال بعد از ازدواجش با لئو تولستوي، سوفيا 19 ساله در دفتر خاطرات خود اين گونه مي‌نويسد:

«صبح، بعداز ظهر و شب من را تنها مي‌گذارد. من بايد او را خوشنود كنم و از كودكش نگهداري كنم، من يكي از مبلمان اين خانه ام. من يك زنم. تلاش مي‌كنم تمام احساسات بشري‌ام را سركوب كنم. مانند يك ماشين خوب كار مي‌كنم اين ماشين مي‌تواند شير را گرم كند، ملحفه‌ها را بدوزد، خواسته‌هاي كوچك داشته باشد و در تكاپو باشد كه فكر نكند.... و آن‌وقت زندگي قابل تحمل است. اما لحظه‌هايي كه تنها هستم و به خودم اجازه فكر كردن مي‌دهم همه چيز غير قابل تحمل است.» كتاب خاطرات سوفيا تولستوي مملو از همين خاطرات تلخ است و كتابي نا اميد كننده در باب ازدواج. در سال 1910سوفيا دقيقاً يك ماه قبل از فرار به‌سوي جنوب روسيه مسافرت كه با مرگ او در ايستگاه راه آهن آستاپوفو همراه شد، به‌چاپ رسيد. سوفيا كه در جشن تولد شصت سالگي‌اش كه مصادف شد با روزي كه تولستوي به او پيشنهاد ازدواج داد، مي‌نويسد: او [تولستوي] با من، سوفياي 18 ساله كه تمام زندگي، عشق و اعتمادش را وقف او كردم، چه كرد؟ او تمام 48 سال زندگي مشتركش را در يك جمله خلاصه مي‌كند: او با سردي، ظلم و خودخواهي بي‌حد وحصرش من را شكنجه كرد.با خواندن اين كتاب تصوير تولستوي نه به عنوان يك نابغه بلكه مانند يك شخص كوته‌فكر ديده مي‌شود.

سوفيا در اين كتاب از خويشتن‌داري و تقلاي او با مردي چنين آتشين مزاج كه او را به سر حد جنون مي‌رساند، سخن مي‌گويد. اما سوفيا او را ترك نگفت و تا آخرين لحظه عمرش خاطرات و شهرت او را حفظ كرد. دفترچه خاطرات او تنها يك مدرك اجتماعي يا منبعي براي زندگينامه نويسي نيست بلكه قسمت دردناك و غير قابل اغماض زندگي يك شخصيت معروف و قسمتي از تاريخ است.

در هر حال به‌طور قطع مي‌توان اين خاطرات را قسمتي از زندگي اين نويسنده دانست كه در كنار جنبه‌هاي ديگر زندگي او معنا مي‌يابد؛ و شايد رهگشاي قسمتي از زندگي فردي و اجتماعي او و البته مهم و در عين حال موثر در زندگي شخصي اوست.

كتاب خاطرات سوفيا تولستوي توسط كتي پورتر از روسي به انگليسي ترجمه شده و انتشارات هارپر پرينيال آن را در هفتم سپتامبر 2010 چاپ كرده است.