دلیل پرفروش بودن کتاب

كتاب‌هاي پرفروش در سال‌هاي اخير در ايران هميشه بحث انگيز بوده اند.به دليل نبودن منبع مناسبي براي به‌دست آوردن آمار پرفروش‌هاي كتاب هميشه در اين مورد ابهام‌هايي بوده است. مبهم بودن آمار فروش
هر كتاب باعث مي‌شود هر ناشري هر وقت دلش خواست كتاب منتشر‌شده توسط خود را پرفروش معرفي كند و در اين ابهام، قضاوت درباره درستي يا نادرستي بسياري از آمارها، احتمال خطاي بيشتري دارد.

کلمه «پرفروش» مثل آچار فرانسه همه‌جا به کار می‌‌‌رود. هر کتابی که نسخه‌‌‌های متعددی از آن به فروش رود «پرفروش» نامیده می‌‌‌شود. بر این اساس می‌‌‌توان گفت که کتاب‌‌‌های پرفروش را می‌‌‌توان در چهاردسته طبقه‌بندی کرد. نخستین دسته شامل همه آثاری می‌‌‌شود که از قانون پخش گسترده تبعیت می‌‌‌کنند؛ این دسته از کتاب‌‌‌ها نوشته می‌‌‌شوند تا پرفروش باشند. فرهنگ لغت و کتاب‌‌‌های عملی (نظیر آ‌موزش تعمیر و خرده کاری در منزل، باغچه‌بانی، روش زندگی و شیوه‌‌‌های موفقیت در ازدواج یا رژیم لاغری) و نیز ادبیات «عامه‌پسند» چه رمان‌‌‌های احساساتی یا پلیسی در این دسته قرار می‌‌‌گیرند.
پس از آن نوبت به پرفروش‌‌‌های «برنامه‌ریزی شده» می‌‌‌رسد،این گونه شامل روش‌‌‌های پیچید‌‌ه‌ای به صورت ماشینی می‌‌‌شود و بر اساس تجاري‌سازی فروش بالای اثر بنا شده است. این بخش امروزه به شدت در حال توسعه است.
در سطح دیگر که به دسته دوم نزدیک است کتاب‌‌‌های چهره‌‌‌های برجسته مثل شخصيت‌هاي سياسي، آدم‌هاي مشهوردر ادبيات و كساني كه جايزه گرفته‌اند قرار دارند. اینها را نمی‌‌‌‌توان پرفروش برنامه‌ریزی شده نامید. بلکه باید به آنها پرفروش قابل پیش‌بینی نامید؛ همه می‌‌‌دانند که اگر این کتاب‌‌‌ها خوب باشند با فروش بالایی مواجه خواهند شد. در دسته پایانی آثاری قرار دارند که با فروش «غیر منتظره» روبه‌رو می‌‌‌شوند. این بی‌تردید تنها گروه واقعی آثار پرفروش است.
چنین کتابی با هدف برانگیزی علاقه گروهی از مردم نوشته نمی‌‌‌شود و به قوانین بازار نشر نیز کاری ندارد، بلکه تنها به تاریخ اذهان توجه می‌‌‌کند. پدیده مدرن پرفروش در جالب‌‌‌ترین شکل خود همین است.